نتیجه بخش سوم100
فهرست منابع 102
بخش اول
مقدمه
الف:طرح بحث و اهمیت موضوع
بموجب بند 5 اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از جمله وظایف قوه قضاییه « اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین» می باشد که حصول این مطلوب و دستیابی به آن در انطباق با بهره وری از دستاوردهای عقل بشری در حوزه مذکور، در بستر فرهنگی و اعتقادی جامعه میسر خواهد بود. دولتها در برخورد با جرم و مجرمین دو رویکرد را مد نظر قرار می دهند که علیرغم گوناگون بودن مقسم در تقسیم بندی فوق الذکر ماهیت امر دارای جوهره ای واحد است. در این گفتار بعنوان مقدمه طرح پیشنهادی، دو رویکرد مزبور را تحت عنوان 1- سیاست های کیفری (سرکوب گرایانه) ،2- سیاست های غیر کیفری (پیشگیرانه) نامگذاری می نماییم.
در بخش نخست سیاستهای کیفری یا سرکوب گرایانه را آن دسته از اقدامات دولتها می نامیم که در جهت اعمال حاکمیت و تأمین امنیت در چارچوب مجازاتها به مرحله اجرا گذارده میشوند و در قوانین جاری ما به پنج دسته: حدود، قصاص، تعزیرات، مجازاتهای بازدارنده و اقدامات تأمینی وتربیتی تقسیم می شوند. گرچه در خصوص دو نوع اخیر، تعریف روشنی از مصادیق آن و چهارچوب های مد نظر قانونگذار وجود ندارد لکن اثرات اجتماعی و کیفری خود را به مجموعه مجازاتهای مندرج در قوانین تحمیل می کنند.
اما در خصوص بخش دوم و سیاستهای غیر کیفری یا پیشگیرانه که معطوف به اندیشه ورزی متفکران در حوزه علوم جزا و جرم شناسی است، رویکرد نخست – پیشگیری اجتماعی - که حد و مرز آن گسترده و دارای لایه های گوناگونی است از جمله تلاش در جهت ارتقاء آگاهی و دانش حقوقی افراد جامعه، بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی فرهنگ سازی در بستر مولفه های دینی و فرهنگی جامعه و ... می باشد اما پیشگری وضعی بعنوان رویکرد دوم این بخش، معطوف به بکارگیری ابزار و وسایل، لوازم متناسب و اقدامات موثری است که فرد مجرم را از به فعلیت رسانیدن اندیشه مجرمانه خود تحت تأثیر و اجبار اقدامات مذکور باز دارد. لذا به دلیل ماهیت غیر سرکوبگرایانه این چنین اقداماتی، آنها را در زمره سیاستهای پیشگیرانه تقسیم بندی میکنند این مقوله به مانند سایر مقولات در حوزه علوم انسانی، نیازمند نگاه بومی است بدین معنا که در جوامع مختلف و در بسترهای مختلف فرهنگی و اجتماعی می باید با ویژگیهای بومی و فرهنگی جوامع مذکور تطبیق یافته تا بتواند به اهداف عالیه خود دست یابد حالیا اگر بستر فرهنگی و اجتماعی و مهم ترین مولفه جامعه ایرانی را مذهب توصیف کنیم که نزدیک ترین توصیف به واقع خواهد بود. لازم است تا با در معرض پرسش قرار دادن نحوه تقابل این دو مقوله یعنی (دین و عقل) به بازشناسی چالشهای موجود میان متون مقدس همچون قرآن کریم و نهج البلاغه، با پیشگیری وضعی به مثابه دستاورد عقل مدرن بپردازیم. لذاست که پژوهش مزبور به دنبال تبیین محدودیتهای پیشگیری وضعی در نگاه اسلام می باشد.
اهداف تحقیق
پیش فرض پژوهش، برتری روشهای پیشگیرانه در مقایسه با شیوه های سرکوب گر در مقابله با جرم و جنایت می باشد. این پیش فرض مقتضی آنست که به شیوه پیشگیری وضعی بعنوان یکی از دو قسم سیاستهای غیر کیفری نگاه ویژه ای گردد همچنین با تأمل در این واقعیت که مقوله مذکور- پیشگیری وضعی- بعنوان دستاورد عقل مدرن در حوزه اجتماعی نیازمند بومی سازی است.
بدنبال تبیین این مقوله از طریق بررسی نقاط تضاد یا تناقض آن با آموزه های قرآنی نظیر آیه شریفه (یا ایهاالذین امنوا اجتنبوا کثیراً من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا (حجرات 12)) در زمینه ممنوعیت هر گونه تجسس و اعمال محدودیت در زندگی خصوصی و شخصی افراد میباشد
اینکه برخی آموز های دینی و بویژه تعالیم قرآنی در سطحی مطرح می شود که بکلی با برخی از مصادق « پیشگیری وضعی» در تناقض هستند، فرضیه این پژوهش و تبیین نقاط برخورد، مسأله پژوهش و دستیابی به مصادیق آن به تفکیک اهداف این پژوهش می باشند.
ضرورت پژوهش
حوزه مزبور را می توان در ضرورت بومی سازی مفاهیم و مقولات علوم انسانی جستجو کرد که در بستری دیگر و در بطن مولفه های متفاوت فرهنگی دیگر متولد شده و رشد کرده اند و حال با ورود به ساحت فرهنگ دینی و اسلامی ما، می بایست به شیوه انطباقی خود را با آموزه های دینی سازگاری دهند به حدی که بتواند در بستر فرهنگی خاص نیز رشد کرده و به بار بنشینند؛ از سوی دیگر استفاده از نظریات و دیدگاههای سیاست جنایی اسلامی و راهبردهای نوین دانش پیشگیری در قالب پیشگیری وضعی و کاربردی نمودن آن در جامعه مستلزم آن است که جایگاه این شیوه ها در متون منابع اسلامی بررسی شده تا از طریق تدوین شیوه های عملی به راهکارهای موثر و قابل اجرا در جامعه خودمان با ویژگی ها و شرایط منحصر به فرد دست پیدا کنیم.
مبانی نظری
موضوع شامل بررسی سیاستهای اعمال شده توسط دولتها در برخورد با جرم و جنایت و تقسیم آن به دو شیوه کیفری و غیر کیفری بوده و در هر مقوله با استناد به نظرات و دیدگاههای معتبر به تشریح موضوع خواهیم پرداخت. نوآوری پژوهش در طرح پرسش بنیادینی است که به شالوده اصلی پژوهش مربوط است؛ که آیا پیشگیری وضعی با آموزه های دینی در تضاد میباشد و اگر پاسخ بدان مثبت فرض گردد بصورت مصداقی در کدام حوزه ها این تضاد نمایان میگردد.
سوالات اساسی تحقیق
1- آیا پیشگیری وضعی در اسلام بی قید و حد است یا دارای محدودیت می باشد؟
2- در فرض محدود بودن، شاخص و قید و حد این محدودیت چیست؟
فرضیه تحقیق
1-پیشگیری وضعی از جرم در اسلام و به طور خاص پیشگیری وضعی بی حد و قید نیست و توسل به آن به اینگونه نیست که به هر روشی مجاز و ارزشمند باشد بلکه رعایت اصول و ضوابطی ضرورت دارد یا به عبارت دیگر پیشگیری وضعی بی حد و بند نیست و توسل آن به هر طریقی مجاز نمی باشد.
2- محدودیت مداخلات پیشگیرانه وضعی حفظ کرامت انسانی و حقوق بنیادین انسان می باشد.
روش تحقیق
بابهره گیری از منابع مستقیم و غیر مستقیم مرتبط با موضوع، مقالات و کتب تألیف یا ترجمه شده ابتدا دستاوردهای جامعه علمی در زمینه تبیین مبانی پیشگیری وضعی از جرم بررسی میشود و سپس با بررسی مقایسه ای میان تفاسیر معتبر قرآن و نهج البلاغه، دیدگاههای شارع مقدس اسلام در خصوص موضوع تحقیق مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
سابقه علمی
در طی چند سال گذشته مقالات متعددی مرتبط با موضوع پیشگیری وضعی در داخل و خارج به چاپ رسید و در خصوص پیشگیری در قرآن و پیشگیری وضعی با نگاهی به سیاست جنایی اسلام تحقیقاتی صورت گرفته که در فهرست منابع بدان اشاره می شود و مورد بهره برداری قرار گرفته است لکن تمامی منابع بررسی شده صرفاً به تدابیر پیشگیری وضعی بدون نگرش به محدودیتهایی که می توان با توجه به آموزه های دینی و اسلامی مطرح نمود پرداخته اند. لذا موضوع تحقیق امری است که سابقه تحقیق و پژوهش در آن وجود ندارد هر چند درآثار غیر مستقیم و پراکنده مطالبی یافت شد. که به صورت جزئی به موضوع پرداخته و مورد استفاده و بهره برداری قرار گرفته اند ازجمله: کتاب پیشگیری وضعی از جرم با نگاهی به سیاست جنائی اسلام سید محمود میر خلیلی و کتاب پیشگیری از جرم در قرآن نوشته جعفر رشادتی که ضمن پرداختن به موضوع پیشگیری در اسلام و قرآن به نحو جزئی اشاره ای نیز به محدودیت ها داشته اند .
پلان
مباحث را در 2 بخش کلی با عنوان های « تدابیر پیشگیرانه سیاست های جنایی اسلام» و « حدو مرز تدابیر پیشگیری وضعی در اسلام و شیوه های برون رفت از تزاحمات » مطرح می نماییم. در بخش اول ، طی دو فصل تدابیر پیشگیرانه اسلام ناظر بر اشخاص و ناظر بر موقعیت ها را مورد بررسی قرار می دهیم. بخش دوم را نیز طی دو فصل با عنوانهای « حریم خصوصی، مهم ترین چالش پیش روی پیشگیری وضعی در اسلام» محدودیت های پیشگیری وضعی از جرایم حق الهی و حق الناسی مورد مطالعه قرار می دهیم.
بخش دوم

تدابیر پیشگیرانه سیاست جنایی اسلام
به دنبال وقوع پدیده مجرمانه، پیش گیری از جرم، به یکی از دغدغه های اصلی بشر تبدیل گردید که در هر عصری مطابق با فرهنگ و تمدن آن زمان به صورت های مختلف، نمود پیدا می کرد. در دوران باستان شیوه های مرسوم کیفر و مجازات نسبت به مجرمین اعمال می گردید؛زیرا رویکرد ناظر به پدیده مجرمانه، یک رویکرد تک بعدی و بزهکار محور بود. تصور بر این بود که با مجازات بزهکار، نظم اجتماعی اعاده می گردد و دیگران نیز از چنین عکس العمل هایی در قبال نقض قانون و ایجاد ناامنی ،عبرت می گیرند. اما با مرور زمان و پیشرفت تمدن بشری از سده نوزدهم،بینش افراد نسبت به بزه گسترش یافت و به جرم به عنوان پدیده مجرمانه ای نگریسته شد که عوامل متعددی در وقوع آن ایفای نقش می کند.چنین نگرشی در ارائه راه حل های نوین در پیشگیری ازجرم موثر واقع گردید و نه تنها بزهکار، بلکه بزه دیده و محیط اجتماعی و ... نیز مدنظر قرار گرفت. این دیدگاه علمی روش های پیشگیری را تنها ناظر به بزهکار نمی دانست بلکه جهت جلوگیری از وقوع این پدیده، ابعاد مختلفی را شناسایی و معرفی نمود و با ارائه تدابیری، با توجه به نقش بزه دیده، موقعیت و محیط اجتماعی، سبب شد بزه و بزهکاری به طور موثرتری کنترل گردد. امروزه جرم شناسان با توجه به چنین دیدگاه عالمانه و جامعی پیشگیری را بر مبناهای متفاوتی، به گروه های مختلفی تقسیم می نمایند. نظیر پیشگیری کیفری و غیر کیفری، پیشگیری اجتماعی و وضعی، پیشگیری اولیه، ثانویه و ثالث و ...
در سیاست جنایی اسلام، نیز بحث پیشگیری مورد عنایت بسیار قرار گرفته و از آنجا که هدف این دین، به عنوان کاملترین دین در تاریخ تمدن بشر، رساندن انسان به کمال و تامین سعادت دنیوی و اخروی وی می باشد، می توان گفت که تمامی اوامر و نواهی شارع مقدس اسلام به نوعی جنبه پیشگیرانه دارد تا انسان را از افتادن در ورطه گناه و سقوط از شان و مرتبه انسانیت نجات دهد. لذا با عنایت به چنین هدف مقدس و عظیمی، و همچنین دستورات مبین این دین که از کم اهمیت ترین مسائل غفلت ننموده، می توان به دیدگاه همه جانبه و کامل دین اسلام جهت پیشگیری از وقوع پدیده مجرمانه پی برد.
از آنجا که گستردگی مباحث دین اسلام در این خصوص در این تحقیق، نمی گنجد، لذا در این بخش، طی دو فصل تدابیر پیشگیرانه اسلام را در خصوص اشخاص و موقعیت ها مورد بررسی قرار می دهیم.
فصل اول: تدابیر پیشگیرانه ناظر به اشخاص
«انسان به عنوان موجودی اجتماعی بلافاصله پس از تولد و حتی قبل از آن نیز تحت تاثیر محیط اجتماعی قرار دارد و شخصیتش در تعامل با محیط اجتماعی پیرامون وی شکل می گیرد. این محیط اجتماعی متشکل از محیط اجتماعی کلان و خرد است. در بعد محیط اجتماعی کلان فرد تحت تاثیر سیاست گذاری های کلان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که در قالب پیشگیری جامعه مدار در جرم شناسی کلان از آن بحث می شود و در بعد محیط اجتماعی خرد یا نزدیک به خرد نهادهای جامعه پذیری نخستین که فرد اولین ارتباطات اجتماعی را با آنان برقرار می کند یعنی خانواده، مدرسه، گروه همسالان و رسانه(در قالب پیشگیری رشد مدار) مورد بحث قرار می گیرد. »
سیاست جنایی اسلام بر پیشگیری از وقوع جرم تاکید فراوان دارد. «در تعالیم دینی، تربیت انسانها ایجاد محیط سالم برای کار و زندگی، احترام به حقوق افراد، تحکیم بنیان خانواده، انفاق و نیکوکاری و دستگیری از تهی دستان و ده ها عنوان دیگر، همگی بر پیشگیری اجتماعی از وقوع جرم تاکید دارند. از طرفی در جامعه اسلامی زمامداران موظف هستند با توزیع عادلانه امکانات و رفع فقر، زمینه بزهکاری را از بین ببرند. ثانیاً با ایجاد موانع لازم، فرصت ها و موقعیت های مناسب جرم را از افراد خاطی بگیرند تا بسیاری از جرایم قابل ارتکاب نباشد.»
از آنجا که اسلام، انسان را موجودی پیچیده و چند بعدی می داند که در تعامل با محیط پیرامون خود، هم تحت تاثیر قرار می گیرد و هم بر محیط اطراف خود، اثر می گذارد، لذا جهت پیشگیری از جرم، در این زمینه دستورات و توصیه های بسیار زیادی وارد شده است.
در این فصل، طی دو مبحث، «تدابیر پیشگیرانه در سطح خرد» و «تدابیر پیشگیرانه در سطح کلان» مورد مطالعه قرار می گیرد. در این دو مبحث درصدد دانستن این مطلب هستیم که اسلام چه راهکارهایی را پیش بینی کرده تا بوسیله آن، ریشه بزهکاری خشکانده شود و افراد اساساً به سوی بزهکاری نروند.
مبحث اول: تدابیر پیشگیرانه در سطح خرد
منظور از جهت گیری های پیشگیرانه اسلام در سطح خرد، توصیه ها و دستورات پیشگیرانه ای است که اسلام رعایت آنها را در محیط های اجتماعی کوچک لازم می داند. این محیط های اجتماعی خرد یا نزدیک به خرد محیط هایی است که فرد اولین ارتباطات اجتماعی خود را از آنجا آغاز می کند. مثل خانواده، مدرسه،‌گروه همسالان و رسانه؛ به عبارت دیگر اقدامات پیشگیرانه اسلام در قالب پیشگیری رشد مدار در این مبحث طی سه گفتار تدابیر فردی و شخصیتی، تدابیر خانوادگی ،تدابیر ناظر به ارتباطات و تعاملات اجتماعی، مدنظر قرار می گیرد.
گفتار اول: تدابیر فردی و شخصیتی
اسلام با محوریت تعلیم و تربیت فردی سعی در پرورش انسانی دارد که از لحاظ روحی و روانی، اخلاقی و اعتقادی، فردی متعادل بوده و از هر گونه گناه و انحراف به دور باشد. به عبارتی، وجود عنصری به نام اراده و اختیار در وجود انسان است که به وی ارزشی متعالی و الهی داده و وی را از دیگر موجودات متمایز ساخته است و بر همین مبناست که اسلام، انسان را در انتخاب دین آزاد گذاشته و پیمودن راه سعادتی را ارزشمند می داند که با میل قلبی و از روی اختیار، انتخاب شده باشد و هر گونه جبر و اعمال قدرتی را در این خصوص ممنوع می سازد.
بر طبق آموزه های اسلام، می توان دو عامل کلی را در خصوص عوامل موثر فردی شخصیتی جهت پیشگیری ازجرم نام برد. 1- عوامل اعتقادی 2- عوامل عبادی
بطور کلی عوامل اعتقادی و عبادی بیشتر شخصی و درونی می باشند ؛گرچه ممکن است نمود بیرونی نیز داشته باشد و در قالب اعمالی جلوه گر شود اما اساس و هدف از انجام آن ها ایجاد نیروی باز دارنده درونی از گناه می باشد که در اسلام از آن به تقوا یاد می شود. «تقوی از ماده «وقایه» به معنای نگهداری چیزی در برابر اموری است که به آن ضرر و زیان می رساند، به تعبیر دیگر، تقوی یک نیروی کنترل درونی است که انسان را در برابر طغیان شهوت حفظ می کند.»
نمونه ای از توجه منابع اسلامی به اهرم های درونی را می توان در یکی از خطبه های نهج البلاغه دید. امام علی (ع) در این فراز می فرماید:
«و بدانید که هر کس از سوی خویشتن، یاری نشود به گونه ای که از درون برای خود، پند دهنده و باز دارنده ای داشته باشد، از سوی دیگران، برای او هیچ باز دارنده و اندرز دهنده ای نخواهد بود. »
در نتیجه می توان گفت اگر نتوان چنین نیرویی را در افراد بیدار کرد و آنها را تشویق نمود که از جرم و گناه دوری کنند، از آنجایی که خداوند نیروی قوی بالقوه ای را در انسان به ودیعه نهاده که قدرت تسلط برکائنات را دارد و میتواند همه چیز را تحت سیطره خود قرار دهد، هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند جهت هدایت بشر و جلوگیری از ورود او به حیطه گناه، گامی بردارد.
در این گفتار عوامل اعتقادی و عبادی و اثرات آن را بر پیشگیری مورد بررسی قرار می دهیم.
بند اول- عوامل اعتقادی
عوامل اعتقادی، عواملی هستند که در باورها و عقاید انسانها ریشه داردو در نگرش انسانها به خود، جهان هستی و خالق شان موثر است .چنین دیدگاهی است که نحوه عملکرد و فعالیت انسان را در طول زندگی هدایت می کند و می تواند عامل تعیین کننده ای در سعادت یا شقاوت انسان محسوب گردد.
اساس و بنیان دیدگاه یک انسان مسلمان به اصول دین وی بر می گردد که شامل ایمان به خدا(توحید)،معاد، نبوت و همچنین امامت و عدل در خصوص اهل تشیع می شود .
الف- ایمان به خدا (توحید)
«از دیدگاه اسلام حقوق دارای منشا الهی است، منشا حقوق خداوند است، لذا در اسلام بین حقوق و مذهب هیچ جدایی وجود نداشته و ندارد. از منظر اسلام جرم، تجاوز به حقوق الهی و اقدامی علیه خداوند است. عموماً جرم به عنوان عمل افراد غیر معتقد یا عمل افراد سست ایمان به حساب می آید که آنها را در برابر انگیزه های مجرمانه، آسیب پذیر کند.»
بنابراین اعتقاد به خدا عاملی قوی در ایجاد تقوا محسوب می گردد؛چرا که اعتقاد به اینکه خداوند بالاتر از مکان و زمان است و بر همه چیز احاطه دارد و شاهد تمامی افکار و اعمال و گفتار انسانهاست، علاوه بر ایجاد حس عزت و اطمینان به نفس در انسان، خوفی نیز در قلب او شکل می گیرد که باعث ایجاد سد مقاومی در برابر اعمال ناپسند می گردد؛ چرا که توجه به حاضر و ناظر بودن خدا در تمامی لحظات زندگی، مسئولیت سنگینی را بر دوش مخلوق وی می گذارد و باعث متعهد شدن وی در قبال اعمالش می گردد. «مشروط بر این که ایمان به این مطلب در دل او جای گرفته و به صورت یک باور قطعی درآید. در حدیثی می خوانیم: «خدا را چنان عبادت کن که گویی او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی، او تو را به خوبی می بیند.»
نقش توحید و خدا محوری در پیشگیری از این جهت نیز روشن می گردد که «خداوند متعال بر اساس صفاتی که دارد انسانها را از آنها بهره مند می سازد و این امر خود می تواند عامل پیشگیرانه در انحرافات باشد. منشا تمام نزاع و کشمکش بین آحاد بشر وجود اختلاف در منافع و اختلاف در اعتقادات و گرایشات است. اگر اهداف توحید در جامعه بشریت پیاده و گسترش یابد منشا اختلافات بر چیده می شود و زمینه ای برای برخورد بین افراد و وقوع بزه باقی نمی ماند.»به عبارتی، خدا محوری مرکزی برای یکی شدن و کثرت اعتقادات می گردد و افراد جامعه را به یکدیگر نزدیک می سازد.
ب- معاد
اعتقاد فرد به وجود جهان و زندگی دیگری که در آنجا هم عذاب و پاداشی در انتظار اوست، طبعاً می تواند عامل موثری جهت جلوگیری از ارتکاب جرم و گناه باشد.
«ایمان به حسابرسی خداوند در روز قیامت، که فوق العاده دقیق و حساس است و ترازوهای سنجش عمل در قیامت آنقدر ظریف است که حتی کوچک ترین اعمال انسانی را وزن می کنند و به حساب می آورند. توجه به این امر بزرگ ترین اثر تربیتی را در بر دارد، زیرا کسی که می داند اعمالش حتی به اندازه یک ذره مورد محاسبه قرار می گیرد، امروز به حساب خود مشغول می شود.»
بنابراین « انسان پرورش یافته در نظام تربیتی اسلام، با اعتقاد محکم و قلبی به وجود نظام ثواب و عقاب، حسابرسی و محاسبه تک تک اعمال و رفتارها، و حتی نیات درونی، از مکانیسم درونی کنترل رفتار برخوردار خواهد شد که اثرات کارکردی خود را بر رفتار فرد خواهد گذاشت و آن عدم ترجیح خوشی و لذات و منافع زودگذر حاصل از گناه و انحراف بر عذاب و مجازات الهی و محروم ماندن از نعمت های فراوان در آخرت می باشد».
به عبارتی، وقتی انسان بداند که اگر در این دنیا خطایی از وی سر زند حقی را ضایع گرداند و ... اگرچه در این دنیا به هر دلیلی مجازات نشود ولی در جهانی دیگر باید پاسخ گوی اعمال خویش باشد و نمی تواند از بار مسئولیت کردارهایش شانه خالی کند، طبیعتاً بیشتر ازافکار و اعمال خویش مراقبت می نماید، بدون اینکه به کنترل کننده های بیرونی نیاز باشد. همچنین وجود نظام پاداش در اسلام به این معنی که «در اسلام ضمن توصیه به انجام کارهای نیک و تبیین ثمرات آن، کسانی که اعمال نیک را انجام می دهند، علاوه بر آنکه از ثمرات آن بهره مند می گردد، با انجام دادن کارهای نیک به آنها پاداش داده می شود. این امر از سیاست های تشویقی است تا افراد بیشتر به سوی انجام کارهای نیک کشیده شوند».
ج- نبوت و امامت
هدف از حضور انبیاء و ائمه الهی در طول تاریخ، همواره هدایت و پرورش انسانهای سالم بوده است و این، توجه خدای یکتا به پاکی و تزکیه انسانها رانشان می دهد تا فطرت الهی خود را آلوده نساخته و در نهایت به سعادت دنیا و آخرت نائل شوند. و بدین صورت با فرستادن انبیا، مسیر کمال را راحت نموده تا آنهاهمچون الگو و نمونه ای، بشارت دهنده و بیم دهنده باشند و در تشخیص سره از ناسره، آدمیان را راهنمایی نمایند. «تردیدی نیست که تعیین کارهای نیک و بدو تشریح سود و زیان و پاداش و کیفر آنها، عاملی است تا در روان آدمی، میل به انجام کار نیک و بیم از ارتکاب کار ناپسند شکل گیرد و در پی آن، روح و روان انسانیت تاثیری فوق العاده یابد.»
پر واضح است که وجود انسانهای کاملی که راه سعادت را پیمودند و با طی مسیر پر مخاطره و سختی به هدف آفرینش انسان که کمال است، رسیده اند، در تقویت اراده افراد در پیمودن چنین راهی و استفاده ازتجارب و راهنمایی شان بسیار موثر خواهد بود. بودن چنین کسانی که راه حل، تصحیح لغزش ها و خطاها را می دانند، احساس امنیتی را بر این اساس ایجاد می کند که همیشه راه بازگشت وجود دارد و ناامیدی از شکست را در این مسیر ریشه کن می سازد. این نکته نه تنها در پیشگیری عام ازجرم موثر است بلکه تاثیر خود را در پیشگیری خاص یا تکرار جرم نمایان می سازد.
د- عدل
یکی از اصول و پایه های اساسی دین اسلام که مبنای مهم اعتقاد یک مسلمان به شمار می رود، اعتقاد به عدل الهی است؛اعتقاد به اینکه نظام هستی بر اساس عدل و توازن و استحقاق ها و قابلیت ها بوجود آمده و هیچ گونه ظلمی از سوی خدا به جهان هستی اعمال نمی شود و خداوند از این صفت منزه و پاک است.
«عدل الهی با عدل بشری به جهت رابطه خالق و مخلوق قابلیت قیاس ندارد و طبق آیه 7 سوره الرحمن عدل ترازوی خدا در امر آفرینش است «و السماء نعمها و وضع المیزان» در ذیل همین آیه است که رسول خدا فرموده است: «بالعدل قامت السموات و الارض»زمانی که فرد به عدل الهی اعتقاد داشته باشد، در برابر مشکلات مقاومت تر می گردد ؛چرا که می داند ورای همه این سختی ها حکمتی از جانب خداوند متعال نهفته است که علتش از دید وی پنهان است. لذا به دلیل چنین اعتمادی درصدد حل مسائل زندگی در حد توانایی خود برآمده و بقیه را به خداوند واگذار می نماید. بنابراین خدا، قدرتی در درونش ایجاد می نماید که در برابر وسوسه ها، سستی از خود نشان نمی دهد و بدین ترتیب از گناه دوری می نماید.
«اجرای عدالت نقش بسزایی در کاهش و پیشگیری از بزهکاری دارد. تاکید به عدل الهی و اجرای عدالت توسط حکومت اسلامی در قرآن، علی رغم تفاوت های مبنایی عدل الهی و عدل بشری موید این نقش است .نکته جالب اینکه اجرای عدالت در پیشگیری از چنان اهمیتی برخوردار است که مجمع عمومی سازمان ملل، طی تصمیم شماره 119/56 و از کنگره یازدهم (2005 بانکوک) در تاریخ 19 دسامبر 2001 عنوان کنگره های پنج سالانه پیشگیری از جرم و اصلاح بزهکاران را به پیشگیری از جرم و عدالت کیفری تغییر داد. »
بند دوم- عوامل عبادی
اعمال و مناسک عبادی یا فروع دین، تکالیف فردی و رفتاری اند که از جانب خدا بر پیامبر تشریع شده و بر کلیه مسلمانان واجب شده است. این اعمال عبادی وسیله ای جهت تقرب به خدا، معرفت شناسی خویشتن، خالق یکتا و جهان هستی می باشد که در اسلام نماز، روزه، حج، جهاد، خمس، زکات و امر به معروف و نهی از منکر و جهاد به عنوان فروع دین شناخته شده اند و انجام آنها بر مسلمانان واجب است.
انجام این اعمال بطور مستقیم و غیر مستقیم در ایجاد و تقویت نیروی خود کنترلی درونی یا همان تقوا، موثر است که نتیجه آن دوری از گناه و انحراف می باشد.
الف- نقش نماز
طبق آیه 45 سوره عنکبوت که می فرماید :«همانا نماز انسان را از فحشا و منکر باز می دارد.» ، نقش نماز در زندگی فردی و اجتماعی مشخص می گردد. «کسی که روزی 5 بار در برابر قادر متعال قرار گیرد، به نماز بایستد و با خالق خود راز و نیاز کند، به مراتب کمتر از کسی که توجهی به رب الارباب ندارد، در ورطه هلاک و نابودی می افتد و گرفتار ظلم و تجاوز به حقوق دیگران نمی شود. تحقیق و تجربه نشان داده که عبادت و معنویت، در جلوگیری از ناهنجاری ها و بزهکاری اجتماعی و فرهنگی بسیار موثر است. »
بر اساس آیات قرآنی و آموزه های اسلامی ،نمازنخستین ویژگی انسانهای خود ساخته است که با آن،ارتباط خود را با خدا حفظ می کنند و مانع از غفلت و غرور خود و فرو رفتن در شهوات واسارت درچنگال شیطان وهوای نفس می شوند.
همچنین «در آیات مختلفی از قرآن کریم،به عوامل روحی و روانی که موجب انحراف و بزهکاری و بطور کلی جرم می گردد،اشاره شده است.خود پرستی اضطراب، حرص، طمع، جهل و ... در این زمره محسوب می شوند. نماز با ایجاد اطمینان الهی می تواند از عوامل موثر در کاهش اضطراب باشد. طبق آیه 28 سوره رعد که می فرماید: «الا بذکرالله تطمئن القلوب» در واقع طمانینه و آرامش و جلوگیری از تزلزل و اضطراب و تردید و آرامش باطنی با ذکر و یاد خداوند متعال در همه حالات پیدا می شود.»
وجود چنین طمانینه و آرامشی نقش بسزایی در کاهش و پیشگیری از جرم ایفا می کند؛ چرا که این اطمینان ،به وی اعتماد به نفس می دهد که بتواند در مسیر زندگی گام بردارد؛ زیرا می داند تنها نیست ونیرویی مطمئن، که قدرتش بالاترین قدرتهاست حامی اوست و می تواند با توکل به وی از الطاف وی بهره برده و مسائل خویش را حل نماید. ضمن اینکه وقتی انسان در برابر قدرت مافوق قدرتها خم می شود نه تنها از هیچ قدرتی در دنیا نمی هراسد بلکه اگر خود وی از قدرتی برخوردار باشد، می داند که در برابر او هیچ است .لذا غرور کاذب وی را نمی گیرد و با تکیه بر قدرتش به کسی ظلم نمی کند بلکه سعی می کند یاریگر مظلومان باشد و گرهی از گره های جامعه را بگشاید و این حس تواضع در کنار قدرت می تواند انسان متعادلی را بوجود آورد که سعادت دنیا و آخرت خویش را با پرستش خدای یکتا تامین نماید.
ب- نقش روزه
روزه از بزرگترین عبادات اسلام که در امت های پیش از اسلام نیز در روزهای خاص و به اشکال گوناگون وجود داشته، در تلطیف روح و تقویت اراده انسان در مقابل غرایز و شهوات بسیار موثر است. بر طبق آیه 183 سوره بقره از فوایده روزه، تقوی ذکر شده است . این پرهیزکاری از راه روزه و خودداری از خوردن و آشامیدن و شهوت جنسی به دست می آید. علاوه بر آن، سلامتی بدن و جسم و نهایتاً سلامتی روح و روان آدمی از دیگر فواید روزه است.
«روزه یک درس مساوات و برابری در میان افراد اجتماع است .با انجام این دستور مذهبی، افراد متمکن ،هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را بطور محسوس در می یابند و هم با صرفه جویی در غذای شبانه روزی خود می توانند به کمک آنها بشتابند».پر واضح است که وقتی روح همدلی و مساوات در میان افراد جامعه برقرار شود، ثروتمندان با درک وضعیت فقیران به آنها کمک می کنند و در نتیجه سطح اقتصادی جامعه رشد می کند و بدین ترتیب در حل مسائل اجتماع مشارکت می ورزند. از طرف دیگر، روح انسان مدتی مجال رشد بیشتری می یابد ؛چرا که با روزه گرفتن توجه به بعد حیوانی جسم کمتر می گردد و به دنبال آن تامل در خصوص هدف اصلی زندگی بیشتر می شود و روح فرصتی برای خودنمایی می یابد و همین به تقویت کنترل کننده درونی یا تقوا کمک شایانی می نماید.
همانطور که گفتیم مهم ترین عامل جلوگیری از ارتکاب و گناه در اسلام، تقوا می باشد و اگر این عنصر در کنه وجود آدمی، رشد یابد، هیچ دغدغه و وسوسه بیرونی نمی تواند وی را به سوی گناه بکشاند .قوی بودن این عامل با توجه به زندگی نامه های پیامبران و ائمه به خوبی قابل درک است.
ج- نقش حج
یکی دیگر از ارکان و مبانی اسلام حج است. «فلسفه تشریع حج مانند دیگر عبادات علاوه بر جنبه تربیتی و پرورشی آن که شامل تطهیر و پاکی قوای جسمی، فکری و روحی و نهایتاً کسب مکارم و فضایل اخلاقی و بازگشت به توحید و فطرت نخستین خود می باشد، جنبه اجتماعی آن نیز می باشد. چنانکه در آیه 96 سوره آل عمران، اولین خانه برای عبادت خدا و هدایت بشر کعبه است که مربوط به گروه و نژاد خاصی نبوده و همه انسانها در برابر او یکسان و برابرند و در نزد همه ادیان اعم از هندوها و صائبان فارسی زبان کلدانیان، زردتشتیان، یهودیان، ومسیحیان و اعراب جاهلی به دلیل و عقیده های خاص محترم بوده است».
«شرط استطاعت که به توانایی حج رونده تاکید می کند، با لحاظ عبادی بودن حج و قصد الهی یعنی قربت، با خود این پیام را دارد که تحصیل اموال و دارایی ها بایستی مشروع باشد. وجوب حکم حج از ناحیه خداوند متعال برای افراد مستطیع در واقع راهنمای خوبی برای دوری از انحراف و بزهکاری است. »
«حج واجد روزه است، زیرا حج گذاری که قربانی نیابد، باید سه روز در حج و هفت روز در هنگام بازگشت روزه بگیرد و همچنین هم نکاتی که درباره نماز وارد شده در حج نیز تحقق می یابد، زیرا در حج طواف تشریع شده که خود نماز است .همچنین حج گزار به برکاتی که در زکات است، دست می یابد، زیرا در حج، انفاق مالی و ایثار نابود کننده بخل که در نهان مردم نهادینه شده ، وجود دارد و حج جانها را از آلودگی به این بخل در امان می دارد وهر کس از بخل خویش درامان نگاه داشته شود از رستگاران است.»با توجه به اینکه درعمل عبادی حج به گونه ای توجه به تمام اصول و فروع دین از جمله نماز، روزی، زکات و... قابل مشاهده است، می توان گفت که انجام چنین عملی با ایجاد آثارفردی و اجتماعی که دارد، نقش بسیار موثری در کاهش جرم ایفا می کند. زیارت خانه خدا و انجام عبادات مخصوص به آن، انسان را مدتی از دنیای فانی جدا کرده و به آفریننده و مبدا هستی، وصل می نماید که چنین اتفاقی، تحولی عظیم در شناخت خالق جهان و پهنه گیتی می تواند ایجاد کند. واضح است کسی که شناخت بهتری از خدای خویش و دنیای اطرافش داشته باشد، افکار، گفتار و کردار نیکوتری را پیشه می کند و خود را در دنیای فانی و توجه صرف به بعد پست این دنیا گرفتار نمی سازد و ارزش های والاتری را برای خود بر می گزیند. لذا وقتی افراد جامعه به سوی ارزش های والا گرایش پیدا نمایند و هدف متعالی تری را دنبال کنند ،از انجام اعمالی که روح و دنیای اطرافشان را آلوده سازد، دوری می نمایند و افراد دیگر را نیز به سوی حق دعوت نموده و در جلوگیری از سقوط دیگران به ورطه جرم و گناه همکاری می نمایند.
د- نقش جهاد
جهاد در راه خدا یکی از فروع دین است که هم جهاد با کفار و مشرکین را در بر می گیرد و هم جهاد با نفس . همانگونه که از معنی لغوی آن استنباط می شود، «جهاد هر گونه تلاش و کوشش در راه خدا و تلاش برای انجام نیکی ها و مبارزه با هوس های سرکش (جهاد اکبر) و پیکار با دشمنان ظالم و ستمگر (جهاد اصغر) دانسته اند.» مستنبط از آیات قرآن کریم این است که« قرآن ابتدا به ساکن جنگ و قتال را تجویز نمی کند مگر اینکه اساس دین یا حکومت اسلامی به خطر بیفتد و به این جهت جهاد می تواند از نگاه پیشگیری اثر باز دارندگی داشته باشد.»
«برنامه آزمون الهی، جهاد با هوای نفس و مبارزه با دشمنان سرسخت برای حفظ ایمان و پاکی و تقوای برنامه خود انسان است و گرنه خداوند وجودی است نامتناهی از هر نظر و هیچ نیازی ندارد که بوسیله اطاعت یا عبادت بندگان برطرف شود. کمبودی ندارد که دیگران به او بدهند بلکه دیگران هر چه دارنداز او دارند،از خودشان چیزی ندارند.»
با عنایت به مفهوم جهاد که به جهاد اکبر و جهاداصغر تقسیم شده است،هر دو شق آن مبارزه با مفاسد و انحرافات است چه انحرافات نفسانی و درونی و چه انحرافات عینی و خارجی.
پس عملکرد جهاد با هر دو معنی آن، برخورد با انحراف است و اثر مستقیم آن جلوگیری از وقوع و بروز انحراف است.پس می توان گفت تاثیر اصلی جهاد پیشگیرانه است؛زیرا با دعوت افراد به جهاد بویژه جهاد با نفس یعنی مبارزه با هوی و هوسهای دنیوی .وقتی افراد به این دعوت پاسخ گفته و سعی در غلبه بر وسوسه های درونی نمایند، مسلم است که بدون نیاز به زور و اجبار یا تهدید و رعب از مجازات، با اراده خویش از ارتکاب جرم و گناه دست می کشند.
ه- نقش زکات و خمس
پرداخت زکات در آیه 110 سوره بقره ذکر شده است. اهمیت آن به قدری است که در آیه 7 سوره فصلت ،ترک کنندگان را کافر و در آیه 56 سوره نور، پرداخت کنندگان را مشمول رحمت خدا دانسته است. در روایتی از امام صادق آمده: «اگر همه مردم زکات اموال خود را بپردازند،مسلمان فقیر و نیازمندی باقی نمی ماند... و مردم فقیر و گرسنه و برهنه نمی مانند مگر به خاطر گناه ثروتمندان»
موارد مصرف زکات در آیه 60 سوره توبه آمده که شامل فقرا، مساکین، عوامل جمع آوری زکات المولفه قلوبهم (تشویق مالی جهت جلب محبت کسانی که انگیزه معنوی نیرومندی برای پیشبرد اهداف اسلامی ندارند) ،آزاد کردن بردگان ،ادای دین بدهکاران و درماندگان در راه می شود.
زکات اثر عبادی، اخلاقی و اجتماعی دارد. فرد به اعتبار پرداخت آن که انفاقی واجب است،در زمره متقین قرار می گیرد.
«زکات عامل تعدیل ثروت، تشکر عملی از داده های الهی، موجب کاهش فاصله طبقاتی و زدودن کینه بین فقیران و ثروتمندان ، کاستن وابستگی مادی و دنیا طلبی انسان، زنده ساختن روح سخاوت و رحمت در انسان، پشتوانه تامین اجتماعی محرومان، محرومیت زدایی، داروی بیماری های غفلت از یاد خدا و بهره کشی از مردم ، تنگدستی ، طغیان ، عیاشی و تکاثر، موجب افزایش گرایش به اسلام و نموداری از نظام اسلامی است.زمینه ساز عدالت اجتماعی، فقر زدایی، محبوبیت بین المللی، تامین کارمندان ، آزادی بردگان و افراد در بند، به حرکت در آوردن نیروها، حفظ آیین و کیان مسلمانان و گسترش خدمات عمومی است.»
خمس، نیز مالیات ثابتی است که طبق آیه 41 سوره انفال موارد مصرف آن مشخص است و کلیه آثار شرایط و موارد زکات بر آن مترتب است. با این تفاوت که خمس طبق دستورات اسلام مالی است که در اختیار حکومت اسلامی قرار گرفته و حکومت اسلامی موظف است آن را صرف مصارف یاد شده در قرآن کریم نماید.
ناگفته پیدا است که با توجه آثار و برکاتی که از پرداخت خمس و زکات نصیب فردو جامعه می شود، این دو در کاهش فقر به عنوان یکی از مهم ترین علل بزهکاری، عامل قدرتمندی محسوب می شوند و در کاهش فرصت های بزهکاری نقش بی بدیلی را ایفا می نمایند.
و- نقش امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از فروع دین و از جمله واجبات است که باید هر مسلمانی انجام دهد. از آنجائی که مفهوم، نحوه اجرا و ... این فروع دین بسیار بحث برانگیز است و همچنین به عنوان یک تاسیس جدید در کاهش وقوع جرم می تواند موثر واقع شود، بحث در مورد آن را به فصل دوم موکول می کنیم.
بطور کلی با توجه به آزمون ها و اثرات اصول و فروع دین، باید گفت که دیدگاه اسلام بیشتر حول محور ایجاد تقویت کنترل کننده های درونی می چرخد و از آنجا که اسلام، انتخاب دین را آزاد گذاشته،با احترام به این آزادی ،درصدد است که افراد با اراده خویش، درستکاری را انتخاب نموده و با میل قلبی از ارتکاب جرم و گناه دوری ورزند. به نظر می رسد این تاکید از یک جهت به این دلیل است که اگر انسانی راه هوی و هوس را انتخاب نماید، تاثیر نیروهای بیرونی جهت ایجاد مانع و دعوت وی به حق، ناچیز است و آنطور که باید و شاید نمی تواند تاثیر گذار باشد. بنابراین ارزش نهادن به قدرت اختیار و انتخاب انسان ، محرکی قوی جهت جلوگیری افراد از کشیده شدن به سوی گناه، به شمار می رود.
گفتار دوم: تدابیر خانوادگی
خانواده مهم ترین سنگ بنای جامعه را تشکیل می دهد و اساسی ترین نهاد اجتماعی است .استحکام خانواده علاوه بر استحکام روحی و جسمی افراد، قوای کل اجتماع را نیز به همراه دارد و بلعکس، اگر خانواده متزلزل باشد نه تنها افراد را با مشکلات روانی و جسمی متعددی مواجه می کند، بلکه جامعه را به اضمحلال می کشاند. نقش خانواده در بزهکاری پیشگیری از دیدگاه اسلام پوشیده نمانده است. اسلام پرورش انسانهای سالم و معتدل را در گرو ایجاد خانواده ای سالم دانسته؛ بدین منظور با توجه به تمامی مراحل ایجاد یک زندگی از جمله انتخاب همسر و تربیت فرزندان و ... برای تمامی سطوح توصیه های لازم و مفیدی را ارائه نموده است که در این گفتار در خصوص روابط همسران با یکدیگر و روابط والدین و فرزندان بحث می کنیم.
بند اول- روابط همسران با یکدیگر
نکاح بنیان طبیعی و مشروع خانواده است. « زن و مردی که خود را آماده پذیرفتن مسئولیت می بینند،کسانی که خود را شایسته پدر و مادر شدن می دانند و آنان که عشق خود را به هم جاودانه می پندارند ،به امضای این پیمان تن در می دهند. نکاح ،نخستین گام در راه لجام زدن به خودخواهی ها و پذیرفتن بار مسئولیت های اجتماعی است.»
«به طور طبیعی در سرشت بشر علاقه به اظهار مهر و محبت نهاده شده و در این میان همسر بهترین مورد اظهار و بروز این علاقه است .گرایش قلبی بین زن و مرد امری فطری است و تسکین بخشیدن این گرایش توسط ازدواج عامل ایجاد محبت راستین و پاکی افکار می گردد.» علاقه بین زن و شوهر و رسیدن به امنیت و آرامش در سایه آن، در آیات قرآن نیز مورد توجه قرار گرفته در آیه 21 سوره روم می فرماید: "خداوند برای شما همسرانی از جنس خودتان آفرید تا به آنان آرامش یابید و بین شما مهر و محبت قرار داد."در جرم شناسی نیز نقش مودت بین زن و شوهر در استحکام خانواده مورد تاکید قرار گرفته است.«زن و مرد از نگاه اسلام مکمل و موجب شکوفایی و پرورش یکدیگر می باشند. این ناآرامی های روانی و نبود تعادل روحی و بیماری های گوناگونی که ازترک ازدواج برانسان حاصل می شود ،گویای این مدعاست.» به همین علت خداوند زن و شوهر را به لباس یکدیگر تشبیه کرده؛ زیرا همسران یکدیگر را از انحرافات حفظ می کنند و عیوب یکدیگر را می پوشانند .کارکرد عاطفی خانواده از منظر اسلام آنقدر مهم است که خداوند در استثنایی ترین روابط میان زن و مرد طلاق را در آیه 229 سوره بقره مورد توجه قرار داده است.
پیمان همسری در زندگی انسان از اهمیت خاصی برخوردار است؛ زیرا موجودیت دو انسان را از جهات بسیاری به هم ارتباط می دهد و نخستین محیط زندگی نوزاد را بنیان می نهد و از این راه درجسم و جان و اندیشه و عمل و آینده او اثر بسیار می گذارد. ازدواج و تشکیل خانواده پیمانی مقدس است که جلوی بی بند و باری ها و آشفتگی های جنسی را گرفته و پسران و دختران جوان را وا می دارد که در چارچوب اصول و ضوابطی تن به حیات اجتماعی دهند و موجبات حفظ نسل را فراهم آورده و تربیت و سرپرستی آنها از این طریق بوجودمی آید و از پیدایش نسل بی اصالتی که بار سرپرستی واحدی بر دوششان نیست، جلوگیری به عمل آورد.
به همین دلیل است که پیامبر می فرماید:" نکاح سنت من است، پس هر کس از سنت من روی گرداند، از من نیست، هر که ازدواج کند، نصف دینش را به دست آورده است پس در نصف دیگر دین تقوای الهی پیشه کند."
اسلام، به حقوق زن و مرد نسبت به یکدیگر توجه خاصی مبذول داشته و با تاکید بر رعایت آنها، خواهان دوام و پایداری خانواده است.
در آیه 7 سوره نساء نسبت به حق مالکیت مستقل زن و شوهر نسبت به ما ترک پدر و مادر و فرزندانشان اشاره شده و حق ارث زن و شوهر نسبت به یکدیگر را در آیه 11 سوره نساء بیان نموده است در آیه 19 سوره نساء مرد را منع نموده که زن را به بخشیدن مهریه اش مجبور کند؛زیرا اسلام مدافع حقوق زن است .«باز پس گرفتن مهریه بازور حرام است. تنها در صورتی که زن در معرض بی عفتی باشد ،مرد حق سخت گیری دارد.»در آیه 4 سوره نسا به وظیفه مرد نسبت به تامین معیشت زن، حفظ حقوق شوهر غائب توسط زن اشاره کرده است .در آیه 34 سوره نساء در مورد اطاعت زن از شوهر و همچنین در آیه 19 سوره نساء در مورد حس معاشرت این دو با یکدیگر صحبت نموده است.
در آیات 30-31 سوره نور حفظ فروج و چشم، از نامحرم برای مومنین و مومنات مورد تاکید قرار گرفته است که توجه به این مبانی و رعایت آنها راه انحراف و تزلزل در خانواده را مسدود می کند. طرح این بحث در محیط خانوادگی و اثر آن در جلوگیری از انحراف از این جهت موثراست که چنانچه طرفین - زوج و زوجه- به حقوق جنسی خود آشنا و نیز به آثارمنفی نگاه های نامحرم اطلاع پیدا کنند، در حریم خانواده این تیرهای شیطانی رسوخ پیدا نکرده و نهایتاً موجب فساد جامعه نیز نمی گردد در عین حال که زن و مرد مکلف به حفظ فروج هستند لیکن در مقابل هم مکلف به ادا تکالیف زناشویی خواهند بود.
آیه 222 سوره بقره ناظر به نمایاندن زینت ها و آیه 223 همان سوره در تجویز آمیزش در هر زمانی که بخواهد موید این معناست. البته آمیزش در «هر زمانی» استثنائی دارد که نوعی پیشگیری وضعی است و در فصل دوم مورد بررسی قرار می گیرد.
بنابراین چنین نتیجه گیری می شود که بر اساس حقوق و تکالیفی که خداوند در روابط بین همسران با یکدیگر مقرر کرده،نوعی کنترل و نظارت همسران بر عملکرد یکدیگر ایجاد می شود، آن هم در فضایی توام با آرامش ومحبت و با توجه به ارضاء نیازهای جنسی و عاطفی، آنان را از تمایل به انحراف، باز می دارد و علاوه بر ایجاد حس مسئولیت پذیری، در ایجاد پناهگاه امن به دور از احساس تنهایی موثر است. در نهایت از اختلالات روانی که از عوامل ارتکاب جرم بویژه جرایم جنسی است ،جلوگیری می گردد. به همین دلیل بر امر ازدواج بسیار تاکید نموده تا آنجا که آن را از اعمال مستحب شمرده است.
بند دوم- روابط والدین و فرزندان
«در بینش اسلامی والدین نخستین مسئولان حفظ فرزندان به عنوان امانت خدا هستند پدران و مادران ضمن ادای حقوق وظیفه ساختن، به عمل آوردن و معلوم سازی نسل را دارند. اگر آدمی ساخته شده باشد، سقوط و انحراف های دیگران در او اثر نخواهد گذاشت.»
کنترل و نظارت بر عملکرد و رفتار فرزندان از منظر اسلام مبتنی است بر پرورش و تربیت صحیح آنان در پرتو اصل محبت و عاطفه و نه ترس ازمجازات ، امری که به مراتب بازدارندگی بیشتری نسبت به ترس ازمجازات دارد.
«محیط خانوادگی ، محیطی است که طفل در آن متولد شده، نشو و نما نموده و سپس رشد می کند، اعمال رفتار و عاداتش بدون شک تحت تاثیر این محیط بوده و در حقیقت رفتارها، تقلیدها یا عکس العمل هایی است که او در مقابل این اجتماع کوچک و اشخاصی که با آنها زندگی می کند، نشان می دهد. وضعیت و ثبات این محیط پیوسته در تشکیل شخصیت، اخلاق و عواطف او اهمیت اساسی داشته و به عبارت دیگر کانون خانوادگی است که تا حدود قابل ملاحظه ای طرز تفکر و روش اجتماعی آینده طفل را تعیین می کند.»
در بحث محیط خانواده در نگاه قرآن با دقت تمام می توان دریافت که هر گونه پیشگیری اعم از مداخله ای و زودرس پیشگیری با مبنای رشد مدار و جامعه مدار در آن یافت می شود.« اساساً پیشگیری قرآن انسان مدار و جامعه مدار و نهایتاً خدا محور است .به این اعتبار برای تمام مراحل زندگی از لحظه انعقاد نطفه و حتی قبل از آن و تا لحظه مرگ برنامه دارد.»
در اسلام حتی به تاثیر انتخاب همسر در نطفه توجه شده تا آنجا که رسول گرامی می فرماید: «بنگر فرزند خود را کجا قرار می دهی که عرق اثر گذار است. همچنین می فرماید: «برای نطفه های خود محل مناسب انتخاب کنید و از اشخاص هم شان خود زن بگیرید و به آنها زن بدهید.»
اسلام در خصوص زمانها و مکانهای آمیزش، نحوه تغذیه و رفتار هنگام انعقاد نطفه و بارداری دستورات جالب توجهی دارد که حتی بعضی از آنها را علم پزشکی ثابت نموده است. و این نشان از توجه اسلام به پیشگیری اجتماعی و قطع ریشه بزهکاری دارد.مسائلی که امروزه بشر پس از سالها تحقیق و تفحص به آن رسیده و آن را در قالب قوانین و اعلامیه های مختلف جهت حمایت از حقوق افراد، تدوین نموده، از 1400 سال پیش اسلام به آن اشاراتی داشته است.
امروزه جامعه بین المللی سعی کرده است ،آرمانهای مربوط به حقوق کودکان و نوجوانان را در قالب قوانین مورد تصویب قرار دهد ؛حقوقی از قبیل، حق بقا، حق هویت، حق تابعیت، حق حمایت، حق عدم تبعیض، رفاه، برخورداری از خانواده، اجتماعی شدن، مراقبت، حفاظت در برابر بی توجهی و سود رفتار، ترمیم بزه دیدگی، برخورداری از تفریح، آموزش و پرورش.
شخصیت دهی و ایجاد خود ارزشمندی در کودکان جهت پرورش انسان سالم در اسلام بسیار مورد عنایت قرار گرفته است. از صفات پسندیده پیامبر این بود که به تمام مردم از کوچک و بزرگ سلام می کرد. این رفتار، نوعی شخصیت دادن است. همچنین ایشان به احترام کودک خود سجده نماز را طولانی می کرد تا از دوش آن حضرت پایین بیاید و گاهی به احترام کودک گریان که صدای شیون او را شنیده، نماز جماعت را با سرعت خاتمه می داد و بدین وسیله به مردم درس و روش حفظ شخصیت اطفال را می آموخت.
«حضرت علی (ع) با سوال کردن مسائلی علمی از فرزندان خود در حضور مردم و گاهی محول کردن جواب سوالات مردم برایشان، به آنان شخصیت می دادند.»
تربیت جنسی کودکان جهت جلوگیری از بلوغ زودرس آنان در راستای پیشگیری از جرم و انحرافات نیز از منظر این دین پوشیده نمانده است. در آیه 58 سوره نور آمده است پدر و مادر باید به فرزندان خود بیاموزند که سر زده وارد اتاق آنها نشده در سه وقت اجازه بگیرند؛ پیش از نماز صبح ، نیمروز هنگامی که لباس های معمولی خود را بیرون می آورید و بعد از نماز عشاء.
مشاهده فرآیند جنسی پدر و مادر توسط کودک آنقدر اثرات تخریبی بر روان کودک می گذارد که پیامبر فرمود: "قسم به کسی که جان من در دست اوست، اگر مردی با زن خودش بیامیزد و در آن خانه بچه پسر و دختر می باشد، آنها را ببیند یا کلامشان را بشنود یا نفس این دو را بشنود هرگز به رستگاری نمی رسد."
خطراتی که در خانواده سلامت کودک را تهدید می کند می تواند شامل موارد زیر باشد :
«1- فقر عاطفی، تربیتی و اقتصادی والدین 2- اعتیاد، خشنونت و فروپاشی بنیان خانواده 3- روابط ناموزون و قهر آمیز بین اطفال و والدین 4- اقدامات تنبیهی و تشویقی، بی ضابطه و بی قاعده که گاه شدید و گاه با اغماض صورت می گیرد.»
توجه به اثرات چنین خطراتی از دید دین اسلام به دور نمانده است. روایات متعددی داریم که با تفکر و تعمق در آن، می توان به نگاه عمیق این سخنان جهت پیشگیری از گرایش به جرم و انحراف پی برد. حضرت علی (ع) می فرماید: «بوسیدن فرزندان رحمت است.» از پیامبر اکرم روایت شده: «کودکان را دوست بدارید و با آنان با عطوفت و مهربان باشید. وقتی به آنها وعده ای می دهید ،حتما وفا کنید؛ زیرا کودکان،شما را رازق خود می پندارند.» از حضرت علی نیز روایت شده: «زیاده روی در ملامت و سرزنش آتش لجاجت را شعله ور می کند.»

Related posts: