X
تبلیغات
رایتل

دانلود پایان نامه های رشته مدیریت همه گرایش ها

دانلود پایان نامه های رشته مدیریت بازرگانی دولتی صنعتی و...

پایان نامه ارزیابی عملکرد امور مالیاتی استان آذربایجان غربی براساس کارت امتیازی متوازن در سال 1389

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (. M. A)

گرایش مدیریت استراژیک

عنوان: ارزیابی عملکرد امور مالیاتی استان آذربایجان غربی براساس کارت امتیازی متوازن در سال 1389

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

چکیده

پیچیدگی‌های محیط در عرصه‌های رقابتی کسب و کار و افزایش انتظارات مشتریان، ضرورت آگاهی از نقاط قوت و ضعف سازمان و بهبود مستمر شاخص‌های کلیدی را بیش از پیش آشکار نموده است. از این‌رو یکی از دغدغه‌های اساسی سازمان‌های امروزی دستیابی به یک شیوه ارزیابی عملکرد جامع،  قابل اعتماد و انعطاف‌پذیر است، تا با توسل به آن، اطلاعات دقیق و کافی از جایگاه امروز خویش به دست آورند و با نگاه به آینده، از خطاهای گذشته درس بگیرند. یکی از مدل‌های کارآمد که با نگرش استراتژیک به ارزیابی عملکرد سازمان می‌پردازد، مدل کارت امتیازی متوازن است که علاوه بر توجه به بعد مالی از سه بعد مشتری، فرآیندهای داخلی و رشد و یادگیری نیز سازمان را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. این پژوهش عملکرد امور مالیاتی استان آذربایجان غربی را با مدل کارت امتیازی متوازن مورد ارزیابی قرار می‌دهد. پس از جمع‌آوری و تحلیل داده‌های مورد نیاز تحقیق مشخص شد که امور مالیاتی استان آذربایجان غربی در ابعاد مالی و فرایندهای داخلی دارای عملکرد مطلوب، و در ابعاد مشتری و رشد و یادگیری عملکرد مطلوبی نداشته است. ولی میانگین کل شاخص‌ها بالاتر از حداقل مقدار در نظر گرفته شده بوده، و نشان می‌دهد که امور مالیاتی استان آذربایجان غربی در کل دارای عملکرد نسبتاً مطلوبی می‌باشد.

واژه‌های کلیدی: مدیریت استراتژیک، ارزیابی عملکرد، کارت امتیازی متوازن


مقدمه

با افزایش رقابت در عرصه تولید و خدمات، سازمانها به شاخص‌ها و الگوهایی برای بررسی عملکرد خود نیاز پیداکردند. ضعف معیارهای اندازه‌گیری سنتی و تغییر محیط رقابتی، نیاز به طراحی مجدد سیستمها‌ی انداز‌ه‌گیری عملکرد را در سازمان‌ها مطرح کرده است. یکی از ابزارهای موفق در زمینه‌ی پیاده‌سازی برنامه‌های استراتژیک سازمان به منظور دستیابی به یک سیستم اندازه‌گیری عملکردجدید، سیستم کارت امتیازی متوازن است. در گذشته برای ارزیابی عملکرد سازمان فقط شاخصهای مالی در نظر گرفته می‌شد؛ ولی شاخص‌های مالی دارای محدودیت‌هایی هستند، با اینکه آنها یک بازنگری عالی از آنچه که در گذشته رخ داده است فراهم می‌آورند؛ ولی در نشان دادن سازوکارهای واقعی ارزش‌آفرینی در سازمان‌های امروزی یعنی داراییهای نامشهودی نظیر دانش فنی و شبکه ارتباطات ناکافی هستند. لذا آگاهی از عملکرد تمامی جنبه‌های یک سازمان برای تصمیم‌گیری مدیران حیاتی می‌باشد. برای دستیابی به این آگاهی باید عملکردها بدرستی اندازه‌گیری شده و به صورت قابل درکی بیان شوند. این اندازه‌ها علاوه بر این که بایستی در راستای مأموریت و چشم انداز سازمان باشند، بایستی تمام جنبه‌های عملکرد یک سازمان را نیز پوشش دهند و تنها بر روی جنبه‌های مالی و اهداف کوتاه‌مدت تمرکز ننمایند. روش کارت امتیازی متوازن برای به وجود آوردن این اندازه‌ها و استفاده از نشانگرهایی برای اندازه‌گیری عملکرد و سلامت سازمان با در نظر گرفتن نکات عنوان شده توسعه یافته است. برای این منظور نیاز به یک سیستم اندازه‌گیری عملکرد می‌باشد که بر مبنای استراتژی، عملکرد کلیه اجزاء سازمان را به طور پیوسته تحت کنترل و نظارت در آورده و آن را با برنامه‌ها و اهداف سازمان مقایسه کند تا بتواند امور را، بهتر واثربخش‌تر مدیریت کرده، میزان موفقیت، خروجی کار و پیشرفت در دستیابی به اهداف راهبردی را بسنجد. سنجش عملکرد سازمان، باعث افزایش آگاهی از میزان پیشرفت، در بهبود عملکرد سازمان میگردد، و در نتیجه انگیزه و فرصت لازم را برای ارتقاء عملکرد سازمان فراهم می‌نماید.

تکنیک کارت امتیازی متوازن در نتیجه یک مطالعه تحقیقی که در سال 1990 انجام شد، متولد و از آن زمان تاکنون یکی از مهمترین ابزارهای کسب وکار برای سازمان ها در سراسر جهان بوده است. در واقع تخمینی که اخیراً زده شده است نشان می‌دهد که بیش از 50 درصد شرکت‌هایی که مجله‌ی فورچون 1000  آنها را فهرست کرده، روش ارزیابی متوازن را به عنوان روش مدیریت عملکرد خود برگزیده‌اند (پل آر، 1368، ص67).

کاپلان و نورتون منطق ارزیابی متوازن را چنین بیان می‌دارند: معیارهای مالی که حکایت از رویدادهای گذشته دارد، برای ارزیابی عملکرد شرکت‌های عصر صنعتی، که درآن ایجاد قابلیت‌های بلندمدت و روابط با مشتریان عوامل حیاتی درکسب موفقیت به شمار نمی‌آمد، کافی بود. اما این معیارها برای هدایت و ارزیابی عملکرد شرکت‌ها درعصر کنونی که در آن ایجاد ارزش و تولید ثروت از طریق سرمایه‌گذاری در مشتریان، تامین‌کنندگان مواد وکالا، کارکنان، فرایندها، تکنولوژی و نوآوری امکان پذیراست، کافی نیست. ارزیابی متوازن ضمن لحاظ کردن معیارهای مالی، معیارهای جدیدی برای تطبیق روش‌های ارزیابی با شرایط عصر حاضر فراهم می‌آورد.

روش ارزیابی متوازن شرکت‌ها را از چهار منظر مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهد: منظر مالی، منظر مشتری، منظر فرایندهای داخلی و منظر رشد و یادگیری کارکنان (کاپلان، نورتون، 1992، ص19-23).

 

1-2- عنوان تحقیق :

عنوان این پژوهش ارزیابی عملکرد امور مالیاتی استان آذربایجان غربی براساس کارت امتیازی متوازن در سال 1389می‌باشد.

 

1-3 بیان مسأله

چرا سازمانها در پیاده‌سازی استراتژیهای خوب فرموله‌شده‌ی خود با مشکل مواجه‌اند؟ یکی از مشکلات این است که استراتژیهای پایدار و منحصربفردی که سازمانها بوسیله‌ی آنها ارزش آفرینی می‌کنند در حال تغییرند ولی ابزارهای سنجش استراتژیها پا به پای آنها تغییر نکرده‌اند. در دوران اقتصاد صنعتی، شرکت‌ها با دارایی‌های مشهود، خود از طریق تبدیل مواد اولیه به محصولات ارزش آفریدند. مطالعه‌ی انجام شده توسط مؤسسه‌ی بروکینگ[1] در سال 1982 نشان داد که ارزش دفتری دارایی‌های مشهود سازمانهای صنعتی معادل 62درصد ارزش بازار این سازمانهاست. ده سال بعد این نسبت به 38 درصد تقلیل یافت و مطالعات اخیر نشان می‌دهد ارزش دفتری دارایی‌های مشهود شرکتها معادل 10 تا 15 درصد ارزش بازار شرکتهاست. به روشنی فرصت‌های ارزش‌آفرینی در حال جابجایی از مدیریت دارایی‌های مشهود به مدیریت استراتژیهای دانش‌پایه‌ای است که هدف آنها بکارگیری دارایی‌های نامشهود یک سازمان است؛ دارایی‌هایی نظیر روابط با مشتریان، خدمات و محصولات جدید و با کیفیت بالا، فرایندهای عملیاتی پاسخگو، فناوری اطلاعات، بانک‌های اطلاعاتی، توانمندی، مهارت و انگیزه کارکنان.

در سال‌های پایانی دهه‌ی 1980 بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌ها از پیاده‌سازی استراتژی‌های خود ناامید شده بودند. در تحقیقی که در سال 1982 انجام شد و نتایج آن در مجله‌ی فورچون منتشر گردیده بود، مشخص شده بود که فقط 10 درصد استراتژی‌هایی که به خوبی فرموله شده‌اند، در عمل با موفقیت پیاده می‌شوند. در چنین شرایطی مدیران به دنبال ابزاری بودند که آن‌ها را در تحقق استراتژی‌هایشان یاری دهد. (دیوید[2]،1982). بر اساس تحقیقاتی که توسط کاپلان و نورتون در بیش از 500 واحد صنعتی صورت گرفت، بسیاری از مدیران ارشد واحد‌های صنعتی از اجرای استراتژی درسازمانها رضایت نداشته که عمده‌ترین دلیل آن تدوین استراتژی در سطوح بالای سازمان و عدم مشارکت اعضاء در فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک ذکرگردیده است. در تحقیقات کاپلان و نورتون دلایل عدم  اجرای اثربخش استراتژی‌های تدوین شده به این شرح بیان شده است:1- عدم مشارکت کارکنان در فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک شرکت، 2- موانع مدیریتی، 3-  موانع عملیاتی و 4- موانع کارکنان (ونگرسامی[3] ،2003، ص43).  کاپلان و نورتون برای رفع این موانع روش ارزیابی متوازن را به عنوان ابزار نیرومند در تحقق استراتژی‌های سازمانها و شرکت‌ها به مدیران عرضه کردند. این مدل توسط شرکت‌های معتبر جهان  از قبیل ای ام دی[4]، شل[5]، اچ پی[6] و موبیل[7]  پیاده‌سازی و از دستاوردهای آن استفاده شده است (ابن رسول وهمکاران، 2003). دراین مدل چهارگروه از  شاخص‌ها ارائه گردیده که شامل شاخص‌های عملکرد مالی، شاخص‌های ارتباط با مشتری، شاخص‌های فرآیند کسب و کار داخلی، و شاخص‌های مربوط به رشد و بالندگی و یادگیری که علت و معلول  همدیگر می‌باشند. (کاپلان ونورتون[8]، 1976، ص15) این تحقیق ازطریق کارت امتیازی متوازن سعی برآن دارد برمبنای استراتژی، عملکرد کلیه اجزا سازمان را لحظه به لحظه تحت کنترل ونظارت درآورده وآنرا با برنامه‌ها و اهداف سازمان مقایسه، ومیزان موفقیت، خروجی‌کار و پیشرفت در دستیابی به اهداف استراتژیک را اندازه‌گیری وارزیابی نماید. بنابراین با وجود تحول مطرح شده هنوز در سازمانهای کشورمان از روش ارزیابی مذکور کمتر بهره‌گیری شده است. با توجه به اینکه این تکنیک می‌تواند کمک‌های زیادی را برای یک سازمان مانند موارد زیر بنماید:

1-نظارت وکنترل برعملکرد سازمانی درسطح خرد تا کلان

2-ایجاد مبنای مناسب برای تصمیم‌گیری واقعی مدیریت

3-ایجاد امکان تشخیص ورفع عارضه‌های سازمانی

4-کنترل شاخصهای کارایی، اثربخشی، بهره‌وری و سودآوری

5-ایجاد مبنایی جهت تشویق وتنبیه مناسب وکارآمد

6-ایجاد امکان مناسب برای تحقق اهداف استراتژیک سازمانی

7-ایجاد فضای مناسب برای بهبود عملکرد در کلیه سطوح سازمان

8-ایجاد ساختارهای مناسب برای مدیریت برعملکرد سازمان

چون سنجش‌های مالی نمی‌توانند فعالیتهای مربوط به دارائیهای نامشهود یک سازمان نظیر مهارتها، قابلیتها و انگیزه‌های کارکنان، پایگاه‌های فناوری اطلاعات، فرآیندهای کارا و پاسخگو، نوآوری در محصولات وخدمات، وفاداری و روابط مشتری، مقبولیت قانونی، سیاسی واجتماعی را پوشش دهند، روش ارزیابی متوازن به عنوان راه‌حلی بر این مسأله و سنجش عملکرد سازمانها توصیه شده است. تا امور مالیاتی استان آذربایجان غربی به پایش استراتژی‌ها و عملکرد فعلی خود بپردازد و با بروزآوری آنها عملکرد خود را در تمام زوایا بهبود بخشد. طرح حاضر با استناد به این خلاء پژوهشی، در جهت ارزیابی عملکرد امور مالیاتی استان آذربایجان غربی، برای آگاهی ازنقاط  قوت و ضعف سازمان و بهبود مستمر بهره‌وری برای اولین بار ارایه گردیده است.



 

لینک بالا اشتباه است

     

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

          : یکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت 18:52 | نویسنده: میثم | چاپ مطلب
0 نظر

پایان نامه بررسی نقش دفتر مدیریت پروژه (PMO) در ایجاد بسترهای مناسب جهت پیاده‌سازی مدیریت دانش

پایان‌نامه جهت دریافت درجه‌ی کارشناسی ارشد در رشته‌ی

مدیریت پروژه و ساخت

 عنوان

بررسی نقش دفتر مدیریت پروژه (PMO) در ایجاد بسترهای مناسب جهت پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان‌های پروژه‌محور صنعت نفت

استاد راهنما:

دکتر سید مجتبی حسینعلی پور

استاد مشاور:

دکتر‌ هانی اربابی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

در دهه‌‌ی اخیر گستردگی، پیچیدگی و تنوع پروژه‌های مطرح در صنعت نفت کشور، سازمان‌های مربوطه را به‌سمت پروژه‌محوری سوق داده است. سازمان‌های پروژه‌محور با توجه به ماهیتی که دارند، همواره در خطر از دست دادن دانش سازمان‌شان متعاقب انحلال تیم‌های پروژه هستند؛ لذا امروزه بحث مدیریت دانش پروژه‌ها از عمده‌ترین چالش‌های این سازمان‌ها به شمار می‌آید و به همین منظور در پی شناسایی عوامل بسترساز در جهت پیاده‌سازی مدیریت دانش برآمده‌اند. در کنار این موضوع، در سالیان اخیر بسیاری از سازمان‌های پروژه‌محور در راستای هرچه منسجم‌تر انجام دادن پروژه‌های خود واحد سازمانی دفتر مدیریت پروژه را به چارت سازمانی خود اضافه نموده‌اند. دفتر مدیریت پروژه با استفاده از تکنیک‌ها و ابزار خود می‌تواند کارایی‌های مختلفی در راستای مدیریت دانش پروژه‌ها از خود نشان دهد. در این پژوهش سعی بر آن است که بر نقش مثبت دفتر مدیریت پروژه در ایجاد بسترهای مناسب جهت پیاده‌سازی نظام مدیریت دانش پروژه‌های به اتمام رسیده‌ی تحت امر این دفتر در سازمان‌های پروژه‌محور صنعت نفت صحّه گذاشت.

این پژوهش به لحاظ دسته‌بندی بر مبنای هدف، تحقیقی کاربردی است و روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه‌ی آماری پژوهش سازمان‌های پروژه‌محور فعال در صنایع بالادستی نفت هستند که در نهایت پرسشنامه‌ در 47 دفتر مدیریت پروژه‌ی این سازمان‌ها تکمیل گشت. در این سازمان‌ها ابتدا موجودیت دفتر مدیریت پروژه و موجودیت بسترهای پیاده‌سازی مدیریت دانش پروژه به وسیله‌ی پرسشنامه بررسی گردیده و در ادامه نقش دفتر مدیریت پروژه در این مهم و مقایسه‌ی آنها با یکدیگر صورت گرفت.

نتایج بیانگر وجود یک رابطه خطی بسیار قوی بین موجودیت دفتر مدیریت پروژه و ایجاد بسترهای پیاده‌سازی مدیریت دانش می‌باشد و هرچه ویژگی‌های این دفتر از قبیل روش‌ها و استانداردهای مدیریت پروژه، مشاوره و ارشاد مدیریت پروژه، بایگانی پیشینه‌ی پروژه، همکاری منابع انسانی و کارمندان، آموزش مدیریت پروژه، حمایت اداری پروژه و مدیریت سبد پروژه پررنگ‌تر باشد این تأثیر نمود بیشتری خواهد داشت. ماحصل این پژوهش ارائه‌ی پیشنهادهایی به منظور افزایش این تأثیر و رفع موانع و کمبودهای مشاهده شده می‌باشد؛ از آن جهت که ممکن است نتایج مفید و کاربردی برای مدیران و تصمیم‌سازان سازمان‌ها به حساب آید.

واژگان کلیدی: دفتر مدیریت پروژه، مدیریت دانش پروژه، سازمان پروژه‌محور، صنعت نفت


مقدمه

امروزه سازمان‌ها دریافته‌اند که با بهره‌مندی و به‌کارگیری رویکرد مدیریت پروژه در انجام تعهدات و تحقق مأموریت‌های محوله به منافع بیشتری دست پیدا کنند. پذیرش فراگیر مقبولیت استفاده از مدیریت پروژه برای انجام کارها و مأموریت توسط سازمان از یک طرف و رشد فزاینده پیچیدگی‌ها و دشواری‌های مدیریت پروژه و نیز لزوم وجود ضرورت برخورداری پروژه‌ها از نظامی هماهنگ و یکپارچه برای استفاده از منابع محدود سازمان باعث شده است تا ابزارها و رویکردهای نوین و مؤثری ابداع گردند. مسأله‌ای که توجه بسیاری از مدیران پروژه‌ها را به خود معطوف کرده است محدودیت منابع، تخصیص آن و هزینه‌هایی است که در پروژه‌ها پرداخت می‌شود. پذیرش رو به افزایش مدیریت پروژه، نشان می‌دهد که کاربرد دانش مناسب، فرایندها، مهارت‌ها، ابزارها و تکنیک‌ها می‌توانند اثر مهمی بر موفقیت پروژه داشته باشند. در این پژوهش سعی می‌شود یکی از رویکردهای نوین در مدیریت پروژه بررسی گردد. در حال حاضر بسیاری از سازمان‌های پروژه‌محور به جهت هرچه منسجم‌تر انجام دادن پروژه‌های خود واحد سازمانی به نام دفتر مدیریت پروژه را به چارت سازمانی خود اضافه نموده‌اند. دفاتر مدیریت پروژه وظایف و کارکردهای متعددی را شامل می‌شوند. یکی دیگر از رویکردهای نوینی که امروزه سازمان‌ها بدان روی آورده‌اند، مدیریت دانش می‌باشد که به وسیله آن سازمان‌ها سعی دارند تا با مدیریتی صحیح امکان استفاده مجدد از تجارب و دانش خلق شده در پروژه‌های خود را به دست آورند؛ چرا که در عصر حاضر سازمان‌ها بیش از پیش به اهمیت دارایی‌های دانشی سازمان خود به عنوان با ارزش‌ترین سرمایه پی برده‌اند. در این پژوهش به بررسی دو مقوله «دفتر مدیریت پروژه» و «مدیریت دانش» پرداخته می‌شود و بر این اساس سعی شده به بررسی نقش دفتر مدیریت پروژه در ایجاد بسترهای مناسب جهت پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان‌های پروژه‌محور پرداخته شود.

در این فصل سعی شده است به بیان مسأله و موضوع تحقیق پرداخته شود، و ضرورت تحقیق، پیشینه تحقیق، هدف از اجرای تحقیق و سؤالات آن، فرضیات تحقیق و محدوده آن، روش تحقیق و واژگان آن، استفاده‌کنندگان از نتایج و سازمان‌های همکار به صورت مبسوط شرح داده شوند؛ تا ضمن آشنایی با محتوای تحقیق بتوان در فصل بعدی به ادبیات موضوع موجود در زمینه تحقیق پرداخت.

1-2- بیان مسأله

پیش از بیان مسأله تحقیق حاضر، لازم است به بیان تفاوت مابین مشکل و مسأله پرداخته شود؛ مشکل بسیار کلی‌تر از مسأله می‌باشد. به عبارت دیگر مشکل دارای علت‌های زیادی است که هر علت را می‌توان به صورت یک مسأله درآورد. مسأله، جزئی و دقیق‌تر از مشکل است؛ یعنی در آن متغیرهای مستقل و وابسته و سایر متغیرها (مداخله‌گر، تعدیل‌کننده، کنترل و ناشناخته) مشخص و معلوم هستند. در تحقیقاتی که صورت می‌گیرد، هدف اصلی محققین و دانشمندان حل مسأله است، نه مشکل (موحدزاده، 1387). آنچه مدیران یا دانشمندان ابتدا با آن مواجه می‌شوند، غالبا مشکل است و آن امری است سطحی، کلی، ذهنی، مرکب و لذا مبهم، قابل رویت توسط عوام، فاقد روش بررسی و به همین دلیل غیرقابل حل. اما وقتی مشکل به مسأله تبدیل گردد، امری است ژرف، متمایز، معین، عینی، بسیط، روشن، دارای روش بررسی و لذا قابل حل. تمایز مشکل و مسأله تا حدود زیادی مانند تمایز داده و اطلاعات است. مشکل همان مسأله است به صورت مبهم و نامشخص و مسأله همان مشکل است به صورت واضح و متمایز. مشکل مادامی که مشکل است، روش بررسی ندارد؛ اما مسأله را می‌توان با روش‌هایی بررسی کرد (فرامرز قراملکی، 1386). لذا می‌توان بیان نمود که از مقایسه وضعیت مطلوب با وضعیت موجود در محیط، مشکل شناسایی می‌شود و مهمترین تفاوت آن با مسأله تحقیق، در متغیرهاست؛ مشکل، متغیر وابسته هست و وقتی به مسأله تبدیل می‌شود که سایر متغیرها را نیز در بر گرفته باشد. از سویی دیگر ضوابط بیان مسأله را می‌توان به هفت بخش دسته‌بندی نمود که عبارتند از: علل به وجود آورنده مسأله، زمینه مسأله، گستردگی مسأله، ناکافی بودن تحقیقات انجام شده، ویژگی‌های مسأله، اهمیت مسأله و پیامدهای حل مسأله (بازرگان، 1392). بنابراین به منظور جمع‌بندی می‌توان شکل 1-1 را ارائه داد. در ادامه این بخش و نیز در بخش 1-3 به تشریح مشکل به همراه هریک از مؤلفه‌های مسأله، در خصوص پژوهش حاضر خواهیم پرداخت.



 

لینک بالا اشتباه است

     

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

          : یکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت 18:49 | نویسنده: میثم | چاپ مطلب
0 نظر

پایان نامه بررسی، تحلیل و کشف چارچوب های برنامه ریزی برای جهان در سازمان ملل

عنوان پایان نامه :

بررسی، تحلیل و کشف چارچوب های برنامه ریزی برای جهان در سازمان ملل

استاد راهنما :

دکتر محمد علی شاه حسینی

 استاد مشاور :

دکتر محمد حسن میرزا محمدی

 پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

در رشته MBA گرایش عمومی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده :

                       سرنوشت مشترک انسانها، برنامه ریزی برای جهان را در جایگاهی ویژه قرار داده است که تفاوتهای ذاتی آن با برنامه ریزی برای شرکتها، موسسات غیر انتفاعی و سازمانهای بین مللی و جهانی، کنکاش بیشتر را ضروری کرده است. شناخت روند فعلی برنامه ریزی برای جهان، گام نخست در این مسیر بود که  تحقیق حاضر(با توجه به کمبود نظریه در این زمینه)، در راستای چنین هدفی انجام گردید. با بررسی روشهای تحقیقی که قادر به تبیین فرآیند و تولید نظریه بودند، روش تحقیق نظریه مبنایی نظام مند، مناسب تشخیص داده شد و بر اساس این روش تحقیق، سازمان ملل بعنوان مهمترین سازمانی که درگیر فرآیند برنامه ریزی برای جهان میباشد، برای مطالعه انتخاب گردید چرا که با محدود نمودن پژوهش به آن، امکان تحقیق(با توجه به محدودیتهای زمانی) فراهم میشد و از سوی دیگر گستردگی آن و وجود بانکهای اطلاعاتی متعدد و اسناد در دسترس، امکان انعطاف پذیری و جستجو برای محقق و عقیم نماندن تولید نظریه را فراهم میکرد. با استفاده از فرآیند این روش تحقیق، پارادایم فعلی برنامه ریزی برای جهان در سازمان ملل و مقوله محوری آن یعنی ایدئولوژی توسعه انسانی و نقش آن در یکپارچه سازی چهار ایده ایجادگر سازمان ملل یعنی تامین امنیت، بسط حقوق بشر، استقلال کشورها و توسعه اقتصادی و اجتماعی، شناسایی شد که مقایسه آن با اسناد بعدی، امکان اشباع نظریه را نیز فراهم نمود. بکارگیری ابزار روند نیز منجر به شناخت برخی نقاط عطف در فرآیند برنامه ریزی برای جهان در سازمان ملل گردید از جمله میتوان بر نقش مکتب کینز، رویکردهای رشد اقتصادی، منابع انسانی، نیازهای اساسی و معیشتی در سازمان ملل، تاثیرات علم ارعاب،مکتب اقتصادی شیکاگو، اعانه محوری و نفوذ مکتب شیکاگو در صندوق بین مللی پول و بانک جهانی و پیامدهای این تاثیرات بر توسعه انسانی و برنامه های ناشی از آن، تاکید کرد.

کلمات کلیدی :

برنامه ریزی برای جهان، ایدئولوژی توسعه انسانی، سازمان ملل، نظریه مبنایی نظام مند


مقدمه :

     هدف تحقیق حاضر بررسی، تحلیل و کشف چارچوبهای برنامه ریزی برای جهان در سازمان ملل و سئوال اصلی آن، چگونگی برنامه ریزی سازمان ملل برای جهان میباشد. یافتن پاسخ این سئوال میتواند در بهبود امر برنامه ریزی برای جهان و اثربخشی سازمان ملل موثر باشد و برنامه ریزی کلان کشورها را نیز بهبود بخشد و راهی برای ایجاد درکی جدید از مفهوم برنامه ریزی، بگشاید. این تحقیق با استفاده از روش نظریه مبنایی نظام مند(بلحاظ تناسب آن با تحقیق) صورت گرفته است و لذا فصول این تحقیق با توجه به کیفی بودن آن با ترتیب مطالب در روشهای کمی تفاوت دارد[i]

1-2 بیان مساله[ii]  :

1-2-1 انگاره های محقق :

     دو مساله از کودکی در ذهن محقق(بدلیل بستر فرهنگی که در آن قرار گرفته بود)، به دغدغه هایی مهم تبدیل شدند: علاقه به نظریه پردازی(و حرکت در سپهر علوم) و نیز انجام رسالت انسانی در برابر جامعه(بعدها علاقه به مبحث برنامه ریزی نیز بدانها اضافه گردید). برداشتهای محقق از مفاهیم دینی چون اشاره امام علی(ع) به اخذ پیمان از دانایان مبنی بر عدم رضایت بر گرسنگی مظلومان(دشتی، 1386) و شرکت پیامبر اکرم اسلام(ص) در پیمان حلف الفضول در پیش از بعثت(با عده ای که بعدها مشرک ماندند) و افتخار پیامبر اکرم(ص) بدان حتی پس از بعثت(سبحانی، 1373؛ ” حلف الفضول “، 1391) و علائق پیش گفته، توجه محقق را به این موضوع جلب کرد که محو فقر شدید، مقوله ای محوری است و لذا وی را به کنکاش در این زمینه واداشت که چگونه میتوان بر فقر شدید فائق آمد. البته یافتن پاسخ این سئوال که چگونه اقتصادهای کم درآمد در دنیای امروز میتوانند در مسیر توسعه اقتصادی پایدار قرار گیرند، تا به هدف فوریِ کاهش فقر و هدف بلند مدتِ رسیدن به ثروتی همانند اقتصادهای توسعه یافته دست یابند، در حقیقت هدف نهایی اقتصاد توسعه نیز میباشد[iii](آزاد، 1389). 

برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.


 

لینک بالا اشتباه است

     

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

          : یکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت 18:47 | نویسنده: میثم | چاپ مطلب
0 نظر

پایان نامه بررسی تاثیر فرآیند مدیریت دانش بر فرآیند کارآفرینی سازمانی در SME های شرق مازندران

دانشگاه مازندران

دانشکده اقتصاد و امور اداری، گروه مدیریت بازرگانی

پایان نامه جهت اخذ مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی

عنوان:

بررسی تاثیر فرآیند مدیریت دانش بر فرآیند کارآفرینی سازمانی در SME  های شرق مازندران

استاد راهنما:

دکتر مهرداد مدهوشی

استاد مشاور:

دکتر محمد رضا زالی

پاییز 1389

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

مقدمه:                                               

علم و فناوری در جهان پر از رقابت کنونی؛ محدودیت، پیچیدگی و موقعیت های جدیدی را پدید آورده اند و می توان آنها را موتور توسعه اقتصادی و اجتماعی جهان دانست. بهره برداری صحیح از تحولات سریع علم و فناوری، مدیریت تحولات فناورانه و نوآوری مستلزم در اختیار داشتن دانش روز و پیشرو می باشد که این خود شاید یکی از عوامل اهتمام و گرایش سازمانها در چند سال اخیر به بحث مدیریت دانش باشد. در این بین در سالهای اخیر، نوآوری به عنوان یکی از دستاوردهای مدیریت دانش که برای سازمان ایجاد مزیت رقابتی می نماید مورد توجه قرار گرفته است. در محیط ناپایدار و پیچیده امروز، سازمان هایی کامیاب هستند که به یک مزیت رقابتی پایدار دست یابند. در سالهای اخیر منبع اصلی مزیت رقابتی از کارایی و کیفیت به کارآفرینی و نوآوری تغییر یافته است. کارآفرینی همان نیرویی است که امروزه از آن به عنوان موتور محرک رشد وتوسعه یاد می شود. با توجه به اهمیت کارآفرینی برای ایجاد مزیت رقابتی، سازمانی می تواند موفق باشد که با ایجاد بسترهای لازم از فرآیند کارآفرینی پشتیبانی کند. به همین منظور در گذشته تحقیقات زیادی در خصوص بستر های کارآفرینی سازمانی (فرهنگ، ساختار، شبکه، سرمایه اجتماعی و …) صورت گرفته است. به نظر می رسد که یکی از مهمترین عامل کارآفرینی سازمانی، مدیریت دانش می باشد که در گذشته کمتر مورد توجه قرار گرفته است. با اهمیت یافتن مدیریت دانش به عنوان موضوع جدید، در سالهای اخیر مقالات و پژوهش هایی پدیدار شدند تا میان مدیریت دانش و نوآوری و نوآوری و کارآفرینی ارتباط برقرار نمایند. اما در ارتباط با مدیریت دانش و کارآفرینی سازمانی تاکنون تحقیق جامعی انجام نشده است. بنابراین در این تحقیق ما در پی آن هستیم تا تاثیر فرآیند مدیریت دانش بر فرآیند کارآفرینی سازمانی را بررسی کنیم.

 

1-2- بیان مسئله

امروزه سازمانها با مسائلی چون تغییر و تحولات سریع فن آوری، رقابت پیچیده، رشد سریع تعداد رقبای جدید، حس بی اعتمادی به روشهای سنتی در مدیریت سازمانی، خروج برخی از بهترین و درخشانترین کارمندان از شرکت، رقابت بین المللی، کوچک کردن شرکتهای بزرگ و میل کلی به بالابردن بازدهی و بهره وری، روبرو هستند. در این بین سازمانهایی می توانند قدرت رقابت داشته باشند که با بر عهده گرفتن نقشی فعال و تاثیر گذار از کارآفرینی سازمانی پشتیبانی نمایند. لذا امروزه از کارآفرینی به عنوان عامل تحریک و تقویت رقابت، نوآوری و روان کننده تغییر و عامل تعادل در اقتصاد پویا یاد می کنند. اما تحقیقات گوناگون نشان می دهند که علارغم اینکه سازمانها اهمیت نوآوری و کارآفرینی را برای رقابت در دنیای امروز پذیرفته اند اما در ایجاد نوآوری و کارآفرینی موفق نبودند. به همین منظور ایجاد بستر  مناسب برای کارآفرینی برای تمامی سازمانها یکی از منابع حقیقی رقابت پذیری در دنیای امروز می باشد.

بدون شک یکی از مهمترین بستر برای توسعه کارآفرینی کسب و بکارگیری دانش است، طوریکه محققین بیان می دارند مزیت رقابتی پایدار تنها از طریق به کار گیری دانش برای نوآوری حاصل می شود. به همین منظور چندی است که از سوی محققین گوناگون، مدیریت دانش سازمانی به عنوان یکی از  مهم ترین عوامل موفقیت کسب و کار ها در شرایط رقابتی مورد توجه قرار گرفته است و سازمانهای مختلف، سرمایه گذاری نسبتاً وسیعی در این حوزه انجام داده اند. با توجه به ارتباط غیر قابل انکار دانش با نوآوری، به نظر می رسد درک نقش و تاثیر مدیریت دانش بر کارآفرینی از اهمیت بسزایی برخوردار باشد، از این رو در این تحقیق با تشریح مدیریت دانش و کارافرینی، ارتباط میان فرآیند مدیریت دانش و فرآیند کارآفرینی سازمانی مورد بررسی قرار می گیرد.

 

1-3- اهداف تحقیق :

اهداف این پژوهش را می توان در دو بعد اصلی زیر دسته بندی نمود :

  1. تعیین میزان تاثیر فرایند مدیریت دانش بر فرایند کارافرینی سازمانی
  2. الویت بندی تاثیر فرایند مدیریت دانش بر فرایند کارافرینی سازمانی

 

1-4- فرضیه های تحقیق:

1-4-1- فرضیه اصلی:

فرآیند مدیریت دانش برکارآفرینی سازمانی تاثیر معنی داری دارد.

1-4-2-  فرضیه های فرعی :

1- کسب دانش بر فرآیند کارآفرینی سازمانی تاثیر معنی داری دارد.

2- تسهیم دانش بر فرآیند کارآفرینی سازمانی تاثیر معنی داری دارد.

3- بکارگیری دانش بر فرآیند کارآفرینی سازمانی تاثیر معنی داری دارد.



 

لینک بالا اشتباه است

     

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

          : یکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت 18:44 | نویسنده: میثم | چاپ مطلب
0 نظر

پایان نامه بررسی تأثیر گرایش کارآفرینانه بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط شهرک­های صنعتی

دانشگاه مازندران

دانشکده علوم اقتصادی و اداری

پایان نامه دوره کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی(گرایش تحول)

عنوان:

بررسی تأثیر گرایش کارآفرینانه بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط شهرک­های صنعتی شرق استان مازندران

استاد راهنما:

دکتر مهرداد مدهوشی

استاد مشاور:

  دکتر میثم شیرخدایی

زمستان 1389

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

در دنیای در حال تحول امروز،شرایط اقتصادی،صنعتی،اجتماعی و فرهنگی به گونه­ای است که حل مشکلات و تنگناها، راه­حل­های جدید و متفاوتی را طلب می­کند. درچنین فضایی و با توجه به افزایش عدم اطمینان محیطی،تغییرمداوم و چالش­های زیاد دنیا،اکثر سازمانها به وی‍ژه کسب وکارهای کوچک و متوسط برای اینکه بتوانند در صحنه رقابت باقی بمانند و خود را با تحولات سریع انطباق دهند بایستی گرایش به سمت کارآفرینی داشته باشند.گرایش­کارآفرینانه یک پدیده در سطح سازمانها می­باشد که به کلیه اقدامات، فرایندها و فعالیت­های تصمیم­گیری اشاره دارد که منجر به ورود به فعالیت های جدید و پشتیبانی از فعالیت­های کارآفرینانه می­شود.

لذا با توجه به اهمیت رشد و توسعه کسب وکارهای کوچک و متوسط ، در این پژوهش سعی شده به بررسی رابطه بین گرایش­کارآفرینانه و عملکرد این کسب و کارها پرداخته شود. هدف این تحقیق تعیین رابطه بین نوآوری،
استقلال­گرایی،پیشگامی، رقابت تهاجمی و ریسک پذیری به عنوان ابعاد تشکیل دهنده گرایش کارآفرینانه با عملکرد
می­باشد. این تحقیق از نوع توصیفی- کاربردی می­باشد و جامعه آماری این پژوهش را کلیه کسب و کارهای کوچک و متوسط شرق مازندران تشکیل می­دهند. ابزار جمع آوری اطلاعات روش کتابخانه­ای و پرسشنامه بوده و به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای SPSS16 و LISREL8.5 در نهایت یافته­های حاصل از این پژوهش بیانگر این است  که کلیه ابعاد گرایش کارآفرینانه  به جز  استقلال­گرایی بر عملکرد تاثیر دارند.

واژه­های کلیدی:کارآفرینی،کارآفرینی­شرکتی،گرایش­کارآفرینانه، عملکرد ،کسب وکارهای­کوچک و متوسط.


مقدمه

در دنیای شدیداً رقابتی امروزی، افزایش وابستگی­های متقابل، توسعه سریع تکنولوژی، محیط ناپایدار و بی ثبات و بسیاری عوامل دیگر باعث شده است تا سازمانها جهت موفقیت خود، کارآفرین شوند(دس، لامپکین و مک گی[1]، 1999). به طور همزمان، برای دستیابی به موفقیت بازاری و مزیت رقابتی پایدار، شرکت­ها نیاز دارند تا فرصت­های جدید را به کار گرفته و محصولات و خدمات جدید را به بازار عرضه کنند(تاجدینی[2]،2010). به همین دلیل کارآفرینی به عنوان یک ضرورت در عصر جدید مطرح شده است. علاوه بر این، کارآفرینی به طور قابل توجهی جهت رشد و بقاء اقتصاد کشورها مهم می­باشد­. برای مثال امروزه کارآفرینی مهمترین سلاح پیشرفت اقتصادی کشور ایالات متحده می­باشد. به همین دلیل است که رشد و توسعه شرکت­های کارآفرین در این کشور زیاد است(زالی، 1385). کارآفرینی به طورکلی به عنوان شناسایی و به کارگیری فرصت­ها تعریف می­شود. شومپیتر[3](1934) بر این حقیقت تاکید می­کند که کارآفرینی باید با ایجاد فرایند­ها و محصولات جدید و ترکیب منابع به شیوه­های جدید مرتبط گردد(کروگر[4]، 2007). مفهوم کارآفرینی در سطوح متفاوتی از افراد گرفته تا گروهها و سازمانها به کار برده شده است. کارآفرینی درابتدا تصور می­شود که توسط افراد به کار گرفته شود، زیرا با معرفی و تکامل محصول یا خدمت ارتباط دارد. همچنین بسیاری از نظریه پردازان می­گویند که کارآفرینی توسط کسب و کارهای کوچک به کار گرفته شود زیرا آنها مسئول رشد اقتصادی و ایجاد شغل­ها در بازار هستند. اخیراً مفهوم کارآفرینی بیشتر در سطح شرکت به کار برده شده است(گروز و پانسکو[5]، 2008). محققان کارآفرینی مطالعات بسیاری را برای توصیف نگرش­های مختلف کارآفرینی انجام داده اند و تفاوت­هایی را در کارآفرینی با در نظر گرفتن سطوح متفاوت تجزیه و تحلیل آن نشان داده­اند. میلر[6](1983) یک شرکت کارآفرین را اینگونه تعریف می­کند: “شرکتی که دارای نوآوری محصول- بازار می­باشد، سرمایه­گذاری­های همراه با ریسک را انجام می­دهد، و اولین کسی است که با نوآوری­های پیش­تازانه حرکت می­کند و رقبا را تا سرحد شکست تحت فشار قرار می­دهد”. بر خلاف آن یک شرکت غیرکارآفرین” شرکتی است که نوآوری کمی دارد، ریسک پذیر نیست و به جای اینکه رهبر باشد، اجازه حرکت پیش­تازانه را به رقبا می­دهد”(میلر، 1983). بنابراین میلر از سه بعد برای مشخص کردن کارآفرینی استفاده کرد: نوآوری، ریسک­پذیری و پیش­گامی.

کوین و اسلوین[7](1989) وضعیت استراتژیک کارآفرینانه  را به عنوان ” وضعیتی که به وسیله نوآوری محصول وتکنولوژیکی گسترده، گرایش به رقابت تهاجمی داشتن و گرایش قوی ریسک­پذیری به وسیله مدیریت” تعریف می­کنند. آنها از همین سه بعد برای ارزیابی کارآفرینی استفاده کردند. لامپکین و دس[8](1996) اهمیت تفاوت بین مفهوم کارآفرینی و گرایش به کارآفرینی را روشن کرده­اند. بر اساس مفهوم لامپکین و دس(1996) فعالیت اساسی کارآفرینی وارد شدن به بازار جدید با محصول جدید یا موجود می­باشد. گرایش کارآفرینانه در مرکز کارآفرینی شرکتی قرار دارد(باسو و دیگران[9]، 2008). گرایش کارآفرینانه به فرآیندها، فعالیت­ها و رویه­های تصمیم­گیری اشاره دارد که به شرکت کمک می­کند تا نسبت به فرصت­های بازار و نسبت به رقبا واکنش نشان داده،که این امر منجر به ورودی جدید می­گردد. ساختار گرایش کارآفرینانه که از طریق ابعادی همانند نوآوری، ریسک­پذیری، پیش­گامی، استقلال و تهاجم رقابتی ارزیابی شده­اند(میلر، 1983؛ کوین و اسلوین[10]، 1989؛ لامپکین و دس[11]،1996) به عنوان ابزار مفیدی برای ارزیابی رفتار کارآفرینانه در سطح شرکت و تأثیر آن بر روی عملکرد شرکت پدیدار شده­اند(باسو و دیگران، 2008). گرایش کارآفرینانه  تأثیر معنی داری بر روی رشد و عملکرد شرکت­ها دارد(لامپکین و دس، 1996؛ فریرا و آزویدو[12]، 2007). در این تحقیق گرایش کارآفرینانه بر روی فرایندهای سازمانی تاکید دارد که منجر به بهبود عملکرد شرکت می­شود. به همین دلیل هدف پژوهش حاضر بررسی گرایش کارآفرینانه بر روی عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط در شهرک­های صنعتی در شرق استان مازندران است. به ویژه بررسی می­شود که چگونه ابعاد گرایش کارآفرینانه به طور مجزا بر روی عملکرد آنها  می­گذارند. بر اساس تئوری و تحقیقات قبلی مدل مفهومی گرایش کارآفرینانه در این تحقیق بر اساس کار لامپکین و دس(1996) می­باشد و شامل ابعاد نوآوری، ریسک­پذیری، استقلال، رقابت تهاجمی و پیشتازی می­باشد. در این فصل بعد از بیان مقدمه، بیان مساله و ضرورت و اهمیت موضوع به بیان اهداف، فرضیات و قلمرو تحقیق خواهیم پرداخت. سپس به تعریف متغیرهای مفهومی و عملیاتی خواهیم پرداخت و در نهایت نیز محدودیت­های تحقیق آورده می­شود.

 

1-2- بیان مسأله

کارآفرینی به عنوان یکی از موضوعات مورد علاقه در تحقیقات مدیریتی شده است. کارآفرینی پاسخ به فرصت­های کسب و کار شناسایی شده و ایجاد کسب و کارهای جدید اشاره دارد(موسی[13]، 2004). محققان کارآفرینی به طورکلی بر اهمیت فعالیت­های کارآفرینانه تاکید داشته­اند و اغلب رابطه مثبتی را بین کارآفرینی و نتایج عملکردی فرض کرده­اند(لامپکین و دس، 2001). یک از شاخه­های جدید کارآفرینی که بسیار موردتوجه قرار گرفته است گرایش کارآفرینانه است. گرایش کارآفرینانه که اغلب به عنوان وضعیت کارآفرینانه نامیده می­شود(کوین و اسلوین، 1989)، به فرآیندها، فعالیت­ها و رویه­های تصمیم­گیری اشاره دارد که منجر به کارآفرینی در سطح شرکت و ورود کسب و کارهای جدید می­شود(لامپکین و دس، 1996). این امر به ویژه برای شرکت­های کوچک مهم­ می­باشد. زیرا در اکثر کشورهای جهان صنایع کوچک با صادرات قابل توجه نقش موثری بر توسعه اقتصادی کشورهای خود ایفاء می­کنند. با توجه به نقش حیاتی که بنگاه­های کوچک و متوسط می­توانند در توسعه اقتصادی کشور ایفا کنند و همچنین مزایایی که آنها نسبت به بنگاه­های بزرگ دارند، لزوم توجه به تقویت و توسعه آنها در جهت رقابت پذیر کردنشان ضروری می­نماید. اما بسیاری از مطالعات بیان می­کنند که کسب و کارهای کوچک در سال­های اولیه فعالیت خود با شکست مواجه می­شوند. ازآنجایی که شرکت­های کوچک به عنوان منبع مهم اشتغال و ایجاد ارزش برای جامعه می­باشند، دستیابی به رشد پایدار در شرکت­های کوچک برای اقتصاد کشور حیاتی است. یکی از روش­های اساسی برای بقاء آنها کارافرینی می­باشد. بنابراین شرکت­های کوچک و متوسط برای اینکه عملکرد خود را بهبود بخشند نیازمند بکارگیری سبک مدیریتی هستند تا گرایش کارآفرینانه را مد نظر قرار دهند. تحقیقات بسیاری  سودمندی گرایش کارآفرینانه را بر روی عملکرد نشان داده­اند، ولی نتایج تجربی متفاوت می­باشد(ویکلند و شفرد[14]، 2005).گرایش کارآفرینانه و سبک تفکر کارآفرینانه به طور گسترده در محیط کسب و کار ایالات متحده و کشورهای توسعه یافته مورد بررسی قرار گرفته است، اما مطالعات مشابه درکشورهای در حال توسعه همانند ایران محدود می­باشد. فقدان تحقیقات تجربی که گرایش کارآفرینانه را در سطح کشورهای نوظهور بررسی کند، شکافی را در ادبیات کارآفرینی ایجاد کرده است که نیاز به توجه بیشتری از طرف محققان دارد(گروز و پانسکو، 2008). لذا تحقیق حاضر درصدد پاسخ به این سؤالات است که آیا ابعاد گرایش کارآفرینانه برعملکرد کسب و کارهای کوچک در ایران تأثیر دارند؟ و نیز کدامیک از این ابعاد بیشترین تأثیر را بر عملکرد آنها دارند؟



 

لینک بالا اشتباه است

     

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

          : یکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت 18:41 | نویسنده: میثم | چاپ مطلب
0 نظر
( تعداد کل: 20 )
   1      2     3     4   >>
صفحات